تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۰ - بادی که درآئی به تنم همچو نفس
بادی که درآئی به تنم همچو نفس
ناری که بسوزی دل خلقی به هوس
آبی که به تو زنده توان بودن و بس
خاکی که به تست بازگشت همه کس
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۱ - ای دل به سفر چرا نبندی مفرش
ای دل به سفر چرا نبندی مفرش
کاندر حضرت عیش نمی باشد خوش
چون آهن آب داده اندر آتش
نرمی میکن دلا و سختی می کش
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۲ - سرمست به کوی دوست بگذشتم دوش
سرمست به کوی دوست بگذشتم دوش
برداشته چون شیفتگان جوش و خروش
آمد خرد و مرا فرو گفت به گوش
کای عاشق تهمت زده بگذر خاموش
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۳ - آن را که چو ما سرشت باشد از گل
آن را که چو ما سرشت باشد از گل
بی خارشکی نباشد ای مهر گسل
من همچو توام ز من چرائی تو خجل
تو خارش تن داری و من خارش دل
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۴ - ای عشق به خویشتن بلا خواسته ام
ای عشق به خویشتن بلا خواسته ام
آن گاه به آرزو ترا خواسته ام
تقصیر مکن کت به دعا خواسته ام
تا خود به دعا بلا چرا خواسته ام
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۵ - ای رایت شه گرفته از نام تو نام
ای رایت شه گرفته از نام تو نام
طبع تو به نظم داده انصاف کلام
هر شه بیتی ز نظم تو دیده تمام
در جلوه عروس نطق را هفت اندام
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۶ - تا چون گل لعل گونه بفروخته ام
تا چون گل لعل گونه بفروخته ام
چون نیلوفر جامه غم دوخته ام
بیداری شب ز نرگس آموخته ام
زیرا که چو لاله با دل سوخته ام
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۷ - در عشق چو نار گفته شد رخسارم
در عشق چو نار گفته شد رخسارم
از بس که برو سرشگ خونین بارم
هرگه که سرشگ دیده زو بردارم
چون پرده ز نار دانه بیرون آرم
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۸ - تا باز ترا به دیده ام زارترم
تا باز ترا به دیده ام زارترم
دیدار ترا ز جان خریدارترم
تو خفته چو ظالمان خوش و من همه شب
از دیده مظلومان بیدارترم
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۹ - این پند نگاه دار هموار ای تن
این پند نگاه دار هموار ای تن
برگرد کسی که خصم تو هست متن
عضوی ز تو گر یار شود با دشمن
دشمن دو شمر تیغ دو کش زخم دوزن
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۰ - برخاسته ام دوش بدبابی من
برخاسته ام دوش بدبابی من
بر توده سیم کرده قلابی من
در بادیه رفته ز بی آبی من
کانجا همه عاج؟ بود و اعرابی من
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۱ - از گرمی خورشید رخ روشن او
از گرمی خورشید رخ روشن او
رنجورتر است از دل عاشق تن او
یک روز که فرصت بود از دامن او
چون سایه درون شوم به پیراهن او
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۲ - ای جود و جمال ملک رام آمده ای
ای جود و جمال ملک رام آمده ای
گیرنده دست خاص و عام آمده ای
با هر که ربوده در کلام آمده ای
چون جامه او بر او تمام آمده ای
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۳ - ای بنده دولت تو هر آزادی
ای بنده دولت تو هر آزادی
شاگرد کفایت تو هر استادی
گر بسته چرخ جز تو کس بگشادی
امید مرا نزد تو نفرستادی
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۴ - ای دل مخور اندیشه فردا بیشی
ای دل مخور اندیشه فردا بیشی
نزدیک مشو به غم ز دوراندیشی
با عقل مگیر تا توانی خویشی
کز لهو ترا عقل دهد درویشی
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۵ - ای خدمت تو بر رهی آمال رهی
ای خدمت تو بر رهی آمال رهی
هم جان رهی تراست هم مال رهی
گر نیک شوی نیک شود حال رهی
گر بد گردی بد شود احوال هی
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۵۷ - از شیرینی چون به سخن بنشینی
از شیرینی چون به سخن بنشینی
وز دو لب خود شکر به دامن چینی
در بوسه مرا لب تو گوید بینی
هرگز شکر لعل بدین شیرینی
دقیقی : ابیات پراکنده
شماره ۲۲ - چشم تو که فتنه ی جهان خیزد ازو
چشم تو که فتنه ی جهان خیزد ازو
لعل تو که آب خضر می ریزد ازو
کردند تن مرا چنان خوار که باد
می آید و گرد و خاک می بیزد ازو
محیط قمی : رباعیات
شماره ۱ - ای سید والا گهر نیک نسب
ای سید والا گهر نیک نسب
تو شمسی و سادات زمان چون کوکب
چون رادنیا شاه جهان شرفی
زآنت شده سیده جهان شاه لقب
محیط قمی : رباعیات
شماره ۲ - سرمایه ی مردی و فتوت باشد
سرمایه ی مردی و فتوت باشد
جود و کرم و سخا و همت باشد
دارای صفات مردمی در این عهد
شمس الأمرا مشیر خلوت باشد