تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۶ - عید است، دکان زهد را تخته کنید
عید است، دکان زهد را تخته کنید
چون آینه دل ها همه یک لخته کنید
خواهید اگر لطیف و فربه گردد
زنهار بط شراب را اخته کنید
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای اهل سخن از کرمت شکرگزار
ای اهل سخن از کرمت شکرگزار
مثقال هنر پیش تمیزت خروار
در عهد تو سامان دگر یافت سخن
آری خرجش کم است و دخلش بسیار
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۸ - چون چشم حسود است جهان برمن شور
چون چشم حسود است جهان برمن شور
آواره ی عالمم چو بیت مشهور
صبحم همه شام است، ولی شام فراق
روزم همه شب، ولی شب اول گور
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۹ - افسوس که از شورش این بحر خطیر
افسوس که از شورش این بحر خطیر
عاجز گردید ناخدای تدبیر
از موج به موج است گذارم، گویی
مورم که رهم فتاده بر روی حصیر
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۰ - غیر از تو، حریفان همه ای حضرت میر
غیر از تو، حریفان همه ای حضرت میر
یک جا شده ایم جمع چون شکر و شیر
افکنده بساط عشرتی و داریم
هریک بچه ای به بر، چو شطرنج کبیر
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۱ - ای بزم ترا ساغر می مجمره سوز
ای بزم ترا ساغر می مجمره سوز
هر روز ز ایام تو روز نوروز
از گلشن اقبال تو کان خرم باد
خورشید بود یک گل بستان افروز
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۲ - تا شد مه من سرو گلستان طبش
تا شد مه من سرو گلستان طبش
از لاله و گل پر است دامان طبش
روزی که خراب می کنی عالم را
ای گریه ی من، جان تو و جان طبش
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۳ - بر خواجه ببین و قامت و رفتارش
بر خواجه ببین و قامت و رفتارش
وان صعوه که شد بینی او منقارش
بالاپوش است در حقیقت او را
چون بال مگس، علاقه ی دستارش
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۴ - ای از کرم تو بخل دایم در تنگ
ای از کرم تو بخل دایم در تنگ
کجواج رود به راه، عذر تو چو لنگ
تا کی به خزانه ام دهی وعده ی زر؟
آتش به خزانه ی تو افتد چو تفنگ!
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۵ - تا بلبل طبع دارد آهنگ غزل
تا بلبل طبع دارد آهنگ غزل
تا دل خواند قصیده ی طول امل
باشد به بیاض گردن دشمن تو
شمشیر تو پیش مصرع تیغ اجل
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۶ - باغی دارم همچو بهشت ای بلبل
باغی دارم همچو بهشت ای بلبل
باغی که بود غبار خاکش سنبل
باغی که کهن قلعه ی بنگاله ازو
شد قلعه ی قهقهه ز خندیدن گل
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۷ - دارم ز غم تو صد فغان اندر دل
دارم ز غم تو صد فغان اندر دل
باری چو زمین و آسمان اندر دل
عشقی چو عتاب دشمنان اندر سر
مهری چو حساب دوستان اندر دل
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۸ - تا افتادی ز صدر زین، ناشادم
تا افتادی ز صدر زین، ناشادم
از نسبت مرکب تو خصم بادم
می خواستم این الم مرا هم باشد
چون اسب نداشتم، ز پا افتادم!
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶۹ - در عشق کجا دمی به عشرت بودم؟
در عشق کجا دمی به عشرت بودم؟
دایم هدف تیر ملامت بودم
تیغش به سرم رسید و از پای گذشت
افسوس که سخت تیزدولت بودم
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۰ - ای شاخ گل این حسن قبولت نازم
ای شاخ گل این حسن قبولت نازم
طرز نگه چشم فضولت نازم
آهنگ سماع تو ز دف بیرون است
چون سرو به رقص بی اصولت نازم!
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۱ - از صحبت آن رشک ملک می ترسم
از صحبت آن رشک ملک می ترسم
زخمم، ز ملاقات نمک می ترسم
یک خنده به کام دل نکردم هرگز
چون طفل دبستان ز فلک می ترسم
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۲ - ای حاصل دور سال و ماه عالم
ای حاصل دور سال و ماه عالم
وی سایه ی لطف تو پناه عالم
تا نام و نشان ز عید در عالم هست
درگاه تو باد عیدگاه عالم
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۳ - خود را چه اسیر غم ایام کنم؟
خود را چه اسیر غم ایام کنم؟
رفتم که شراب عیش در جام کنم
گر دل ز برم رمید، من هم داغی
بر سینه بسوزم و دلش نام کنم
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۴ - دستی به چمن دراز بر گل نکنم
دستی به چمن دراز بر گل نکنم
تکلیف نوا به هیچ بلبل نکنم
هر گام افتم ز ضعف طالع صدجا
گر تکیه به دیوار توکل نکنم
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷۵ - نه دل که چو گل به پیش یاری داریم
نه دل که چو گل به پیش یاری داریم
نه جان که ازو امید کاری داریم
چون شیشه ی ساعت از سپهر ناساز
در سینه همین مشت غباری داریم