تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - هر چند که عاشقی دل افکارتر است
هر چند که عاشقی دل افکارتر است
کار دل او ز عشق دشوار تر است
در جمجمه طریق عشق آنکه فتاد
هر چند که میرود گرفتار تر است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - عمرم که بگفتگو درین خانه گذشت
عمرم که بگفتگو درین خانه گذشت
یکچند بوصف چشم مستانه گذشت
یکچند بذکر جام و پیمانه گذشت
القصه شب عمر بافسانه گذشت
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۲ - زینگونه که عمر من درویش گذشت
زینگونه که عمر من درویش گذشت
ضایع همه عمر من کم و بیش گذشت
این نیز که مانده گر منم صاحب عمر
ضایعتر از آن رود که از پیش گذشت
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۳ - در مذهب عاشقان که رمزی دگرست
در مذهب عاشقان که رمزی دگرست
مشنو که چو من نامه سیاهی دگرست
طاعت به ریا کنم نه از بهر خدا
فریاد که طاعتم گناهی دگرست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۴ - باز آ که نماند بی توام تاب حیات
باز آ که نماند بی توام تاب حیات
بی وصل تو تلخست شکر خواب حیات
باز آی و بکش که بی تو در مشرب من
زهر اجل است خوشتر از آب حیات
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۵ - ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست
ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست
هر بد که کند چاره ما کم محلیست
در مهر تو دشمنم رقیب از ازلست
مهر از ازلست و دشمنی هم ازلیست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۶ - یارب تو شکسته مرا ساز درست
یارب تو شکسته مرا ساز درست
و انجام شکسته کن چو آغاز درست
دوری نبود ز کارگاه کرمت
گر شیشه شکسته یی شود باز درست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۷ - از جام کرم قسمت هر کس دوریست
از جام کرم قسمت هر کس دوریست
وین درخور مشرب ار نباشد جوریست
موسی صفت از معرف حق همه را
طوریست ولیک طور هر کس طوریست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - مجنون چه اگر تشنه بحسن لیلی است
مجنون چه اگر تشنه بحسن لیلی است
لیلی بمثل قطره و مجنون سیلی است
یونس بدرون ماهی اندر صورت
ماهی بدرون یونس اندر معنی است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۹ - گر آدم و گر فرشته گر دیو و پری است
گر آدم و گر فرشته گر دیو و پری است
حسن تو ز روی جمله در جلوه گری است
بیگانه و خویشند درین خانه یکی
هر کس که یکی دو بیند از کج نظری است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۰ - عارف بجز از عارف آگاه کجاست
عارف بجز از عارف آگاه کجاست
هر بوالهوسی رهبر این راه کجاست
از هستی خود چه گم شود عاشق فرد
یابد که مقام « لی مع الله » کجاست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۱ - جان دو جهان ز شخص من در سخنست
جان دو جهان ز شخص من در سخنست
کان یوسف گمگشته درین پیرهن است
کوته نظران کجا شناسند مرا
چشمی که مرا شناخت هم چشم منست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۲ - یک گربه ده و بصد « همی » منصرف است
یک گربه ده و بصد « همی » منصرف است
در اصل یکیست این سخن منکشف است
از کثرت صفر اگر الف گشت هزار
الف راست بصورت و بمعنی الف است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۳ - پامال شود بفتنه هر مال که هست
پامال شود بفتنه هر مال که هست
گردد شب غم روز و هر اقبال که هست
چون عاقبت اینست چه تشویش کنیم
روزی بشب آریم بهر حال که هست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۴ - کشتیست دو کون و ما تماشا گر کشت
کشتیست دو کون و ما تماشا گر کشت
از بهر تماشاست چه زیبا و چه زشت
در دانه اگر طمع نکردی آدم
کی رانده شدی بخواری از باغ بهشت
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۵ - مقصود خدا ز خلق اسرار دل است
مقصود خدا ز خلق اسرار دل است
صد یوسف جان غلام بازار دل است
راضیست خدا از آنکه راضیست دلی
آزار خدا و خلق آزار دل است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - بی صبر نصیب کس در این مایده نیست
بی صبر نصیب کس در این مایده نیست
بی صبر نپخت دیگ و این قاعده نیست
در حکمت کار اگر بود صبر تو را
معلوم نکنی که صبر بی فایده نیست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - در غیبت بیگنه یکی پرده در است
در غیبت بیگنه یکی پرده در است
وانکس که زنا کند پس پرده درست
زانی بحضور و این بغیبت ز هوا
اینستکه غیبت از زنا سخت ترست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۸ - بخشش نبود جز صفت حضرت دوست
بخشش نبود جز صفت حضرت دوست
آزاده کسی که بخشش عادت و خوست
در صورت بندگی خداوند بود
هر بنده که سیرت خداوند در اوست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲۹ - آن نیست هنر که خانه پر گنج و زرست
آن نیست هنر که خانه پر گنج و زرست
گر شاد کنی دل خرابی هنر است
گر گرسنه یی بلقمه یی سیر کنی
از خانه کعبه ساختن خوبترست