تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۰ - فرزند تو شاخیست تر از اول حال
فرزند تو شاخیست تر از اول حال
هر گونه بر آرایش بر آید چو نهال
اکنونکه بحکم تست اگر راست نرفت
کی راست شود چو کج برآید دو سه سال
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۱ - ساقی من مست کی شوم همدم عقل
ساقی من مست کی شوم همدم عقل
مجنون صفت آواره ام از عالم عقل
هر چند که عشقست سراسر همه زخم
زخمی که زند عشق به از مرهم عقل
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۲ - ایسرو سهی درآ در آغوش چو گل
ایسرو سهی درآ در آغوش چو گل
با ما بحضرو باده مینوش چو گل
اندیشه مکن ز غیبت غیر که ما
دو چشم چو نرگسیم و صد گوش چو گل
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۳ - اهلی در نظم و گوهر طبع فضول
اهلی در نظم و گوهر طبع فضول
از مهر علی دارد و از حب رسول
از موم امید شمعها ساخته است
امید که روشن شود از برق قبول
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۴ - اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل
اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل
صحبت بحریفان دل آزار بهل
با طرفه غرالان سیه چشم نشین
کارایش عالمند و آسایش دل
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۵ - ایمه که رخت گرفته صد خرده بگل
ایمه که رخت گرفته صد خرده بگل
از سنبل خط کشیده صد پرده بگل
در پیرهن حریرت ای شخص لطیف
بادام مقشریست پرورده بگل
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۶ - من خود نرسم بوصل آنطرفه غزال
من خود نرسم بوصل آنطرفه غزال
ور هم برسم کجا رسم باری حال
صد ساله حیات من شد ازهجر تلف
جبر همه چون شود بیکروز وصال
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۷ - یا رب گنه آلوده ز دنیا مبرم
یا رب گنه آلوده ز دنیا مبرم
بی وعده وصل خود بعقبا مبرم
پرورده نعمت تو بودم همه عمر
بی توشه رحمتت از اینجا مبرم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۸ - یا رب مهل اندر گنه اندوختنم
یا رب مهل اندر گنه اندوختنم
بنما ره علم و حکمت آموختنم
از برق کرم چراغم افروخته کن
هر چند چو شمع لایق سوختنم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۵۹ - یا رب من اگر گناه بیحد کردم
یا رب من اگر گناه بیحد کردم
بر جان و جوانی و تن خود کردم
چون بر کرمت امید کلی دارم
برگشتم و توبه کردم و بد کردم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۰ - ما گنج غمیم و غم ز حق خواسته ایم
ما گنج غمیم و غم ز حق خواسته ایم
ظاهر همه عیب و باطن آراسته ایم
یاران غمیم و تا چو شبنم نگری
بر خاک نشسته ایم و برخاسته ایم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۱ - گر در همه آفاق بگردی چو نسیم
گر در همه آفاق بگردی چو نسیم
کار همه کس بسنجی از طبع سلیم
دشوار تر از سؤال کاری نبود
خواهی ز کریم خواه و خواهی ز لییم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۲ - صاحب هنری را که بود طبع سلیم
صاحب هنری را که بود طبع سلیم
خاک ره خلق باشد از خلق کریم
گر مشک شوی دماغ خشکی مفروش
مانند بنفشه باش مسکین و حلیم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۳ - ما با می و مستی سر تقوی داریم
ما با می و مستی سر تقوی داریم
دنیا طلبیم و میل عقبا داریم
کی دنیی و دین هر دو بهم جمع شوند
اینست که ما نه دین نه دنیا داریم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۴ - تا کی ز خمار می سرافکنده شویم
تا کی ز خمار می سرافکنده شویم
میریم بصد درد و دگر زنده شویم
رسوای خلایقیم و از حق خجلیم
تا کی ز خدا و خلق شرمنده شویم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۵ - تا چند بعالم مکرر نگریم
تا چند بعالم مکرر نگریم
سال و مه و روز و هفته و شب نگریم
تا چند خوریم خون دل کین خور شست
گر آب حیات هم بود چند خوریم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۶ - از بسکه زناکسان پریشان شده ام
از بسکه زناکسان پریشان شده ام
از صحبت نیک و بد گریزان شده ام
من بعد هوای صحبت کس نکنم
کز آنچه گذشت هم پشیمان شده ام
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۷ - گه در طلب عیش و سروری بودیم
گه در طلب عیش و سروری بودیم
گه در پی خلوت و حضوری بودیم
آخر نه بدین کشید کار و نه بدان
ما خود همه سودا و غروری بودیم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۸ - از شصت گذشت عمر و رهبر نشدیم
از شصت گذشت عمر و رهبر نشدیم
گامی ز ره کام فراتر نشدیم
سر بر در مقصود زدیم اینهمه عمر
او در نگشود ما هم از در نشدیم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۶۹ - چل سال بوادی طلب افتادم
چل سال بوادی طلب افتادم
بستم کمر شوق و قدم بگشادم
از هر طرفی که ره بجایی بردم
بهر دگران نشانه یی بنهادم