تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۱۴ - جز ناله کسی همنفس خویش ندیدیم
جز ناله کسی همنفس خویش ندیدیم
جز درد کسی محرم این ریش ندیدیم
بی جاذبهٔ خار گلی بوی نکردیم
نوشی نچشیدیم که صد نیش ندیدیم
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۱۵ - ما منتهییم و مبتدا هم ماییم
ما منتهییم و مبتدا هم ماییم
جام می و جام جم نما هم ماییم
آن جوده و گندمی نما هم ماییم
بیگانه نمای و آشنا هم ماییم
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۱۶ - بیرون و درون برو بیا هم ماییم
بیرون و درون برو بیا هم ماییم
اشکسته و سنگ و مومیا هم ماییم
گر پردهٔ غفلت از نظر برداری
دانی که من و تو و شما هم ماییم
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۱۷ - آدم یک آدم است و یک صورت و جان
آدم یک آدم است و یک صورت و جان
لیکن تفریق در مقام است و مکان
در کعبه چو رفت شیخ می گویندش
در دیر چو شد برهمن است و رهبان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۱۸ - ای بسته میان تو کمر بر دل و جان
ای بسته میان تو کمر بر دل و جان
بادا دو جهان فدای آن موی میان
یک دل بی زخم تیغ ابروی تو نیست
در دست تو یک کمان و عالم قربان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۱۹ - عالم جسم و محمدش آمده جان
عالم جسم و محمدش آمده جان
چو جان گفتم چو روح گردید روان
حقا که چنان گشته به جانان یکسان
ننگ از دو جهان [و] عار دارد از جان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۰ - ای از تو جهانیان به دادند و فغان
ای از تو جهانیان به دادند و فغان
خورشید و قمر در طلبت سرگردان
از معرفت تو هیچ کس خالی نیست
بعضی به یقین عارف و بعضی به گمان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۱ - یاری دارم که روش دیدن نتوان
یاری دارم که روش دیدن نتوان
وز سلسلهٔ موش بریدن نتوان
بی پرده از او سخن شنیدن نتوان
جز راه فنا به او رسیدن نتوان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۲ - عرفان به خدا هیچ ندارند جهان
عرفان به خدا هیچ ندارند جهان
این حرف سبک نیست گران است گران
گر در دل کس شکست اینک میدان
ما گوی نشسته ایم باید چوگان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۳ - رفتی به سفر از پی تسخیر جهان
رفتی به سفر از پی تسخیر جهان
تا خلق خدا شوند در امن و امان
بی گردش دور چرخ در امر تو باد
بی منت پا زمین تو را در فرمان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۴ - وهمی به خیال کرده جا نام جهان
وهمی به خیال کرده جا نام جهان
از وهم جهانیان شده سرگردان
در دیر، ظهور آن توهم شده کفر
در کعبه خیال آن توهم ایمان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۵ - بحری پنهان چو کرد جوش و طغیان
بحری پنهان چو کرد جوش و طغیان
هر سو گردید موج هاست دست افشان
افتاد به خاک قطره ها زان افشان
بعضی حیوان شدند و بعضی انسان
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۶ - تا کی به لباس عاریت بند شدن
تا کی به لباس عاریت بند شدن
از کسب کمال خویش خرسند شدن
وز مال و منال خود تنومند شدن
محتاج سگ و گاو و خری چند شدن
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۷ - زینهار که کارها به خود آسان کن
زینهار که کارها به خود آسان کن
هر نیک و بدی که می کنی پنهان کن
یک چند برو پیروی جانان کن
و آن گاه ز پای تا سری خود جان کن
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۸ - بی یار شدم یک نفسم یاری کن
بی یار شدم یک نفسم یاری کن
غمخوار شدم مرا تو غمخواری کن
کردم گنهی ز روی غفلت ظاهر
ستار تویی بیا و ستاری کن
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۲۹ - گاهی نزدیک و گاه دورم از تو
گاهی نزدیک و گاه دورم از تو
گه مضطرب و گاه صبورم از تو
گه عین گنه کنی و گه عین صواب
من روز و شبم ظلمت و نورم از تو
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۳۰ - ای شیخ کرامت منما رهبر شو
ای شیخ کرامت منما رهبر شو
نی چون کاغذ ز باد بالاپر شو
چون خس بر آب رفتن از بی مغزی است
در بحر یقین غوطه خور و گوهر شو
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۳۱ - چون موم بر آتشی رسی آب مشو
چون موم بر آتشی رسی آب مشو
چون رشته ز تاب خویش بی تاب مشو
بر روی زمین به چین ابرو بنشین
در چشم زمانه خون شو و خواب مشو
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۳۲ - ای نفس و هوا برده دلت را، جان کو؟
ای نفس و هوا برده دلت را، جان کو؟
ای داده به تن نقد روان جانان کو؟
چون تازه مسلمان به هوای دنیا
دین را بر باد داده ای، ایمان کو؟
سعیدا : رباعیات
شماره ۱۳۳ - با نفس دغل تو بدگمان باشی به
با نفس دغل تو بدگمان باشی به
تا بتوانی تو ناتوان باشی به
پرواز به بال دیگران همچون تیر
صد بار شکسته چون کمان باشی به