تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۳ - روزی که به تاج طعنه سخت زدیم
روزی که به تاج طعنه سخت زدیم
با دست تهی پا به سر تخت زدیم
بگریخت ز دست من و دل طالع و بخت
پس داد ز دست طالع و بخت زدیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۴ - روزی که به کار زندگی دست زدیم
روزی که به کار زندگی دست زدیم
در عالم نیستی دم از هست زدیم
او رنگ فلک نبود چون در خور ما
پا بر سر این نشیمن پست زدیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۵ - عمری به دهان راستگو مشت زدیم
عمری به دهان راستگو مشت زدیم
وز راه کژی به شیر انگشت زدیم
رفت آبروی کشور جمشید بباد
بس آتش کین به خاک زرتشت زدیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۶ - آن روز که چون سرو سر از خاک زدیم
آن روز که چون سرو سر از خاک زدیم
با دست تهی پای بر افلاک زدیم
دیدیم چو دلتنگی مرغان چمن
چون غنچه گل جامه جان چاک زدیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۷ - آن روز که چون سبزه سر از خاک زدیم
آن روز که چون سبزه سر از خاک زدیم
چون لاله ز داغ آه غمناک زدیم
گشتیم چو غنچه بسکه از غم دلتنگ
چون گل به چمن جامه جان چاک زدیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۸ - یک عمر به بند آز پا بسته شدیم
یک عمر به بند آز پا بسته شدیم
بر اهل هوس قائد و سردسته شدیم
اینک پی مرگ ناگهانیم دوان
از بسکه ز دست زندگی خسته شدیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۰۹ - بس جان ز فشار غم به دوران کندیم
بس جان ز فشار غم به دوران کندیم
پیراهن صبر از تن عریان کندیم
القصه در این جهان بمردن مردن
یک عمر به نام زندگی جان کندیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۰ - آن روز که پابند جنون گردیدیم
آن روز که پابند جنون گردیدیم
از دائره عقل برون گردیدیم
صید از دهن شیر گرفتیم اما
در پنجه عشق تو زبون گردیدیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۱ - ما زاده کیقباد و کیکاووسیم
ما زاده کیقباد و کیکاووسیم
جان باختگان وطن سیروسیم
در تحت لوای شیر و خورشید ای لرد
آزاد ز بند انگلیس و روسیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۲ - از بسکه به پیش این و آن مبتذلیم
از بسکه به پیش این و آن مبتذلیم
چون شمع ز آتش درون مشتعلیم
آنها همه بی قرار حرف املند
ما جمله در انتظار کار و عملیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۳ - روزی که ز دل بانگ خبردار زنیم
روزی که ز دل بانگ خبردار زنیم
صد طعنه به سالار و به سردار زنیم
هر کس که بود ناقض قانون، او را
«منصور» بود گر همه بردار زنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۴ - برخیز که تا باده گلرنگ زنیم
برخیز که تا باده گلرنگ زنیم
بنشین که بشور چنگ بر چنگ زنیم
چون دلشکنی کار ریاکاران است
بر شیشه سالوس و ریا سنگ زنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۵ - گر طالع خفته را سحرخیز کنیم
گر طالع خفته را سحرخیز کنیم
از آب رزان آتش دل تیز کنیم
یک چله نشسته گوشه میکده ای
وز هر چه بغیر باده پرهیز کنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۶ - باید ز کژی براستی میل کنیم
باید ز کژی براستی میل کنیم
اصلاح کژی ز صدر تا ذیل کنیم
بدبختی اگر بود قویتر از سیل
با زور عموم دفع آن سیل کنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۷ - ما تکیه به قائدین ناشی نکنیم
ما تکیه به قائدین ناشی نکنیم
وز مسلک خویشتن تحاشی نکنیم
چون بت شکنی مرام دیرینه ماست
این است که تازه بت تراشی نکنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۸ - ما یکسر مو به کس دوروئی نکنیم
ما یکسر مو به کس دوروئی نکنیم
با راست روان دروغگوئی نکنیم
چون پیش کنیم خورده گیری اما
با لحن درشت عیبجوئی نکنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۱۹ - در آتیه گر فکر نماینده کنیم
در آتیه گر فکر نماینده کنیم
ایجاد و بنا دولت پاینده کنیم
بگذشته گذشت و حال نبود فرصت
خوب است که اندیشه آینده کنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۰ - روزی است که اقدام غیورانه کنیم
روزی است که اقدام غیورانه کنیم
از پیر و جوان جنبش مردانه کنیم
و آن کاخ که آشیانه فتنه بود
با آلت انتقام ویرانه کنیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۱ - ما قاعده متانت از کف ندهیم
ما قاعده متانت از کف ندهیم
ما گوش به گفتار مزخرف ندهیم
با پند صحیح رفقا گاه مثال
ما پاسخ هر ناقص و اجوف ندهیم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۲ - امروز به هر طریق ما راه رویم
امروز به هر طریق ما راه رویم
آهسته و بی سروصدا راه رویم
تا باز به پای خود نیفتیم به چاه
از روی خرد دست و عصا راه رویم