تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۳ - ای جعبه پریر دلربائی کردی
ای جعبه پریر دلربائی کردی
دیروز خیال بیوفائی کردی
دوشینه چو یکبار شدی یار رقیب
امروز ز عاشقان جدائی کردی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۴ - ای روز سیاه من سیه تر گردی
ای روز سیاه من سیه تر گردی
وی دیده به خون دل شناور گردی
ای چرخ ز گردش تو من پست شدم
گر گردشت این چنین بود برگردی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۵ - دی عامل اختلاس اموال شدی
دی عامل اختلاس اموال شدی
دوشینه خداوند زر و مال شدی
امروز چو بازار تو گردید کساد
چون تاجر ورشکسته دلال شدی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۶ - دیدی بخلاف عزم و تصمیم شدی
دیدی بخلاف عزم و تصمیم شدی
از حمله ارتجاع در بیم شدی
با اینهمه اظهار شهامت آخر
در پیش قوای خصم تسلیم شدی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۷ - آنانکه کنند با دو صد طنازی
آنانکه کنند با دو صد طنازی
دایم به مقدرات ایران بازی
ای کاش کنند وقت خود را مصرف
یک لحظه به فابریک آدم سازی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۸ - آسوده در این دیر کهن نیست کسی
آسوده در این دیر کهن نیست کسی
بی درد و غم و رنج محن نیست کسی
یاران شرکای موقع منفعتند
هنگام ضرر شریک من نیست کسی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۹ - هر کس بطریق خاص شد یار کسی
هر کس بطریق خاص شد یار کسی
یا بوالهوسانه محو دیدار کسی
طوفان که بود مقصد او نفع عموم
هرگز نشود عبث طرفدار کسی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۰ - زد چنگ زمانه چنگ بی تکلیفی
زد چنگ زمانه چنگ بی تکلیفی
شد باز شروع جنگ بی تکلیفی
ای آه که آتیه این ملک خراب
بگرفت دوباره زنگ بی تکلیفی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۱ - در اول عشق باده نوشی اولی
در اول عشق باده نوشی اولی
در آخر عمر می فروشی اولی
تا دوره فترت است همچون خم می
با خوردن خون دل خموشی اولی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۲ - خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی
خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی
خود را ببر جامعه رسوا نکنی
هر جا که سخن کنی تو با دقت باش
هشدار که اشتباه بی جا نکنی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۳ - امروز اگر خطا سراپا نکنی
امروز اگر خطا سراپا نکنی
از دست وکیل ناله فردا نکنی
رأی تو قباله است آن را ای دوست
هشدار برای دشمن امضا نکنی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۴ - آن را که ز مهر خویش پرورده کنی
آن را که ز مهر خویش پرورده کنی
او را همه عمر بنده و برده کنی
اقرار نمایند به خداوندی تو
هر بنده که حاجتش برآورده کنی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۵ - ای کوه تو همسنگ غم و درد منی
ای کوه تو همسنگ غم و درد منی
وی کاه تو همرنگ رخ زرد منی
ای آتش عشق از تو دلگرم شدم
چون مجمر سوز ناله سرد منی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۶ - می کوش که پامال جهالت نشوی
می کوش که پامال جهالت نشوی
سرگشته وادی ضلالت نشوی
ری مرکز دستان زبردستان است
هشدار که بی اراده آلت نشوی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۷ - ای جعبه مرا گوهر مقصود توئی
ای جعبه مرا گوهر مقصود توئی
اسباب زیان و مایه سود توئی
هر منتظرالوکاله را ای صندوق
تا رأی میان تست معبود توئی
فرخی یزدی : دیگر سروده‌ها
شمارهٔ ۲۳ - رباعی مستزاد
دانی که بود سپید رو نیک عمل
پیش رفقا
یا کیست سیه نام در انظار ملل
از حب طلا
آن کارگری که می خورد نان جوین
با زحمت دست
وان محتشمی که می خورد شیر و عسل
بی محنت پا
فرخی یزدی : دیگر سروده‌ها
شمارهٔ ۲۴ - رباعی مستزاد
با آنکه بود موجد نعمت دهقان
با اجرت کم
با آنکه بود موجب رحمت دهقان
سر تا بقدم
با رحمت خود اسیر زحمت زارع
از مالک جور
با نعمت خود دچار نقمت دهقان
ز ارباب ستم
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - ای آن که اساس جور بر پاست تو را
ای آن که اساس جور بر پاست تو را
در دل همه میل کشتن ماست تو را
گر خون دل از دیده چکد بی تو سزاست
تا ابهر چه دیده دیده دل خواست تو را
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲ - هر لحظه دل از یکی است خشنود مرا
هر لحظه دل از یکی است خشنود مرا
گویی بت تازه ایست مقصود مرا
ای کاش فزون نبود دلبر ز یکی
با آنکه هزار دل فزون بود مرا
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳ - هر قدر به بزم دوش بنواخت مرا
هر قدر به بزم دوش بنواخت مرا
از آتش غم چو شمع بگداخت مرا
کز لطف زیاد یار بیگانه شناس
معلوم بشد که هیچ نشناخت مرا