تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۸۳ - لعل لبت ای دوست زلالی دارد
لعل لبت ای دوست زلالی دارد
روی چو مهت حسن و جمالی دارد
مغرور به حسن خویش زنهار مشو
زان رو که همه چیز زوالی دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۸۴ - ابروی کجت شکل هلالی دارد
ابروی کجت شکل هلالی دارد
پیوسته قرار با ملالی دارد
درهم کشد او هلال با من ز جفا
بگریزم از او ولی خیالی دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۸۵ - دل با سر زلفین تو حالی دارد
دل با سر زلفین تو حالی دارد
وز خلق جهان جمله ملالی دارد
گفتا که مپیچ با دو زلفم که دلت
خواهد شب وصل من خیالی دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۸۶ - مرغ دل سرگشته هوایی دارد
مرغ دل سرگشته هوایی دارد
امشب هوس هوای جایی دارد
گفتم که مرو بر سر کویش ای دل
چون شاه فراغت از گدایی دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۸۷ - رخ را ز من خسته نهان می دارد
رخ را ز من خسته نهان می دارد
صحبت همه شب با دگران می دارد
من ترک غم عشق تو نتوانم گفت
زان رو که تعلّقم به جان می دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۸۸ - در هجر خودم نعره زنان می دارد
در هجر خودم نعره زنان می دارد
خوناب ز دیده ام روان می دارد
جانا نه گناه این دل سنگین است
بخت بد من مرا بدین می دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۸۹ - ما را غم هجرت نگران می دارد
ما را غم هجرت نگران می دارد
سرگشته مرا گرد جهان می دارد
آخر ز چه رو آن بت دلخواه مرا
پیوسته مرا گرد جهان می دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۰ - ما را غم عشق تو زبون می دارد
ما را غم عشق تو زبون می دارد
چشمت دل ما را به فسون می دارد
زلفت کجت ای نگار ما را به چه روی
دایم چو بنفشه سرنگون می دارد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۱ - رنگ رخ تو از رخ گل رنگ ببرد
رنگ رخ تو از رخ گل رنگ ببرد
لعلت سبق از باده گلرنگ ببرد
چون باد صبا رنگرزی کرد به باغ
گل چهره نمود و دل او رنگ ببرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۲ - کس عهد وفا چنانکه پروانه خرد
کس عهد وفا چنانکه پروانه خرد
با دوست به پایان نشنیدیم که برد
مقراض به دشمنی سرش بر می داشت
پروانه به دوستیش در پا می مرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۳ - در باغ شدم سحر که از غایت درد
در باغ شدم سحر که از غایت درد
می گفت به خنده سرخ گل با گل زرد
بلبل ز فراق روی من نالانست
از درد بگو روی تو را زرد که کرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۴ - ای روی من از فراق تو چون گل زرد
ای روی من از فراق تو چون گل زرد
تا چند کشد دل ز غمت غصّه و درد
گفتم به گل زرد که ای بیچاره
دیدی که فراق با من و با تو چه کرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۵ - گل می رود و وداع گل باید کرد
گل می رود و وداع گل باید کرد
یا آنکه به ترک گل و مل باید کرد
اندیشه این دو رای تاریک ببین
از روی خرد فکر نقل باید کرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۶ - گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد
گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد
دردیست مرا و او دوا خواهد کرد
در چرخ فلک نگر که در هفته و ماه
ای دیده چه ها کرد و چه ها خواهد کرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۷ - گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
از خلق جهان مرا نهان باید کرد
کنجی و کتابی و نگار و لب جام
درخور چو چنین است چنان باید کرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۸ - ای سرو چمن چیده ز بالای تو درد
ای سرو چمن چیده ز بالای تو درد
نسبت به قد و قامت تو سرو که کرد
دامن تو میالای به خون دل ما
تا از من خاکی ننشیند به تو گرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۹۹ - عشق تو که در جهان همه بازی کرد
عشق تو که در جهان همه بازی کرد
پیوسته به مقصود سیه بازی کرد
قدّ تو که بر سرو چمن طعنه زند
زان روی به بوستان سرافرازی کرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۰۰ - دستار چه گر بوی تو را برگیرد
دستار چه گر بوی تو را برگیرد
چون خضر دگر زندگی از سر گیرد
جان می دهم از بهر وصالت عمریست
ای نور دو دیدگان اگر درگیرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۰۱ - گفتم که دلم همچو تو یاری گیرد
گفتم که دلم همچو تو یاری گیرد
یا دست من خسته نگاری گیرد
بگشای دو زلف بی قرارت صنما
تا این دل شوریده قراری گیرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۰۲ - در باغ بدیدم صنمی سیمین خد
در باغ بدیدم صنمی سیمین خد
کز غایت حسن طعنه بر گل می زد
گفتم بگذار تا ببوسم پایت
گفتا نتوان ز دست هم صحبت بد