تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵۹ - آنرا که قضا ز خیل عشاق نوشت
آنرا که قضا ز خیل عشاق نوشت
آزاد ز مسجدست و فارغ ز کنشت
دیوانهٔ عشق را چه هجران چه وصال
از خویش گذشته را چه دوزخ چه بهشت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۰ - هان تا تو نبندی به مراعاتش پشت
هان تا تو نبندی به مراعاتش پشت
کو با گل نرم پرورد خار درشت
هان تا نشوی غره به دریای کرم
کو بر لب بحر تشنه بسیار بکشت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۱ - از اهل زمانه عار می باید داشت
از اهل زمانه عار می باید داشت
وز صحبتشان کنار می باید داشت
از پیش کسی کار کسی نگشاید
امید به کردگار می باید داشت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۲ - روزم به غم جهان فرسوده گذشت
روزم به غم جهان فرسوده گذشت
شب در هوس بوده و نابوده گذشت
عمری که ازو دمی جهانی ارزد
القصه به فکرهای بیهوده گذشت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۳ - افسوس که ایام جوانی بگذشت
افسوس که ایام جوانی بگذشت
دوران نشاط و کامرانی بگذشت
تشنه به کنار جوی چندان خفتم
کز جوی من آب زندگانی بگذشت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۴ - سر سخن دوست نمی‌یارم گفت
سر سخن دوست نمی‌یارم گفت
دریست گرانبها نمی‌یارم سفت
ترسم که به خواب در بگویم به کسی
شبهاست کزین بیم نمی‌یارم خفت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۵ - دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت
دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست و بسی موی شکافت
گرچه ز دلم هزار خورشید بتافت
آخر به کمال ذره‌ای راه نیافت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۶ - آسان آسان ز خود امان نتوان یافت
آسان آسان ز خود امان نتوان یافت
وین شربت شوق رایگان نتوان یافت
زان می که عزیز جان مشتاقانست
یک جرعه به صد هزار جان نتوان یافت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۷ - آن دل که تو دیده‌ای ز غم خون شد و رفت
آن دل که تو دیده‌ای ز غم خون شد و رفت
وز دیدهٔ خون گرفته بیرون شد و رفت
روزی به هوای عشق سیری می کرد
لیلی صفتی بدید و مجنون شد و رفت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۸ - از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
بگذاشت مرا و جستجوی تو گرفت
اکنون ز منش هیچ نمی‌آید یاد
بوی تو گرفته بود خوی تو گرفت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶۹ - دل عادت و خوی جنگجوی تو گرفت
دل عادت و خوی جنگجوی تو گرفت
جان گوهر همت سر کوی تو گرفت
گفتم به خط تو جانب ما را گیر
آن هم طرف روی نکوی تو گرفت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۰ - آنی که ز جانم آرزوی تو نرفت
آنی که ز جانم آرزوی تو نرفت
از دل هوس روی نکوی تو نرفت
از کوی تو هر که رفت دل را بگذاشت
کس با دل خویشتن ز کوی تو نرفت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۱ - یار آمد و گفت خسته میدار دلت
یار آمد و گفت خسته میدار دلت
دایم به امید بسته می‌دار دلت
ما را به شکستگان نظرها باشد
ما را خواهی شکسته میدار دلت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۲ - علمی نه که از زمرهٔ انسان نهمت
علمی نه که از زمرهٔ انسان نهمت
جودی نه که از اصل کریمان نهمت
نه علم و عمل نه فضل و احسان و ادب
یا رب به کدام تره در خوان نهمت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۳ - صد شکر که گلشن صفا گشت تنت
صد شکر که گلشن صفا گشت تنت
صحت گل عشق ریخت در پیرهنت
تب را به غلط در تنت افتاد گذار
آن تب عرقی شد و چکید از بدنت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۴ - دی زلف عبیر بیز عنبر سایت
دی زلف عبیر بیز عنبر سایت
از طرف بناگوش سمن سیمایت
در پای تو افتاد و بزاری می‌گفت
سر تا پایم فدای سر تا پایت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - ای قبلهٔ هر که مقبل آمد کویت
ای قبلهٔ هر که مقبل آمد کویت
روی دل مقبلان عالم سویت
امروز کسی کز تو بگرداند روی
فردا به کدام روی بیند رویت؟
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۶ - ای مقصد خورشید پرستان رویت
ای مقصد خورشید پرستان رویت
محراب جهانیان خم ابرویت
سرمایهٔ عیش تنگ دستان دهنت
سررشتهٔ دلهای پریشان مویت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۷ - زنار پرست زلف عنبر بویت
زنار پرست زلف عنبر بویت
محراب نشین گوشهٔ ابرویت
یا رب تو چه کعبه‌ای که باشد شب و روز
روی دل کافر و مسلمان سویت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۸ - گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچ
گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچ
گفتم دهنت گفت منه دل بر هیچ
گفتم زلفت گفت پراکنده مگوی
باز آوردی حکایتی پیچاپیچ