تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۹۹ - گویند که محتسب گمانی ببرد
گویند که محتسب گمانی ببرد
وین پردهٔ تو پیش جهانی بدرد
گویم که ازین شراب اگر محتسبست
دریابد قطره‌ای به جانی بخرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۰ - من زنده و کس بر آستانت گذرد
من زنده و کس بر آستانت گذرد
یا مرغ به گرد سر کویت بپرد
خار گورم شکسته در چشم کسی
کو از پس مرگ من به رویت نگرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۱ - از چهرهٔ عاشقانه‌ام زر بارد
از چهرهٔ عاشقانه‌ام زر بارد
وز چشم ترم همیشه آذر بارد
در آتش عشق تو چنان بنشینم
کز ابر محبتم سمندر بارد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۲ - از دفتر عشق هر که فردی دارد
از دفتر عشق هر که فردی دارد
اشک گلگون و چهر زردی دارد
بر گرد سری شود که شوریست درو
قربان دلی رود که دردی دارد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۳ - طالع سر عافیت فروشی دارد
طالع سر عافیت فروشی دارد
همت هوس پلاس پوشی دارد
جایی که به یک سؤال بخشند دو کون
استغنایم سر خموشی دارد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۴ - دل وقت سماع بوی دلدار برد
دل وقت سماع بوی دلدار برد
ما را به سراپردهٔ اسرار برد
این زمزمهٔ مرکب مر روح تراست
بردارد و خوش به عالم یار برد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۵ - گل از تو چراغ حسن در گلشن برد
گل از تو چراغ حسن در گلشن برد
وز روی تو آیینه ی دل روشن برد
هر خانه که شمع رخت افروخت درو
خورشید چو ذره نور از روزن برد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۶ - شادم به دمی کز آرزویت گذرد
شادم به دمی کز آرزویت گذرد
خوشدل به حدیثی که ز رویت گذرد
نازم به دو چشمی که به سویت نگرد
بوسم کف پایی که به کویت گذرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۷ - گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد
گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد
منت دارم ازو که بس برجا کرد
تاج سر من خاک سر پای کسیست
کو چشم مرا به عیب من بینا کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۸ - گفتار دراز مختصر باید کرد
گفتار دراز مختصر باید کرد
وز یار بدآموز حذر باید کرد
در راه نگار کشته باید گشتن
و آنگاه نگار را خبر باید کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۰۹ - دردا که همه روی به ره باید کرد
دردا که همه روی به ره باید کرد
وین مفرش عاشقی دو ته باید کرد
بر طاعت و خیر خود نباید نگریست
در رحمت و فضل او نگه باید کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۰ - قدت، قدم ز بار محنت خم کرد
قدت، قدم ز بار محنت خم کرد
چشمت چشمم چو چشمه‌ها پر نم کرد
خالت حالم چو روز من تیره نمود
زلفت کارم چو تار خود در هم کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۱ - من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۲ - از واقعه‌ای ترا خبر خواهم کرد
از واقعه‌ای ترا خبر خواهم کرد
و آنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۳ - آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد
آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد
یا اینکه بغور او رسیدی که چه کرد
می گفت: همان کنم که خواهد دل تو
دیدی که چه می گفت و شنیدی که چه کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۴ - جمعیت خلق را رها خواهی کرد
جمعیت خلق را رها خواهی کرد
یعنی ز همه روی به ما خواهی کرد
پیوند به دیگران ندامت دارد
محکم مکن این رشته که وا خواهی کرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۵ - خرم دل آنکه از ستم آه نکرد
خرم دل آنکه از ستم آه نکرد
کس را ز درون خویش آگاه نکرد
چون شمع ز سوز دل سراپا بگداخت
وز دامن شعله دست کوتاه نکرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۶ - عاشق چو شوی تیغ به سر باید خورد
عاشق چو شوی تیغ به سر باید خورد
زهری که رسد همچو شکر باید خورد
هر چند ترا بر جگر آبی نبود
دریا دریا خون جگر باید خورد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۷ - عارف بچنین روز کناری گیرد
عارف بچنین روز کناری گیرد
یا دامن کوه و لاله‌زاری گیرد
از گوشهٔ میخانه پناهی طلبد
تا عالم شوریده قراری گیرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۸ - من صرفه برم که بر صفم اعدا زد
من صرفه برم که بر صفم اعدا زد
مشتی خاک لطمه بر دریا زد
ما تیغ برهنه‌ایم در دست قضا
شد کشته هر آنکه خویش را بر ما زد