تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۵ - گر دل بوفای تو هبا داشتمی
گر دل بوفای تو هبا داشتمی
این شهر ز جور خلق بگذاشتمی
من با تو اگر تخم بلا کاشتمی
نادیده شمردمی و برداشتمی
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۶ - عناب لبا چو برگ عناب شدی
عناب لبا چو برگ عناب شدی
بدرنگ بیامدی و بشتاب شدی
نادیده منت تمام نایاب شدی
چون رنگ بیامدی و چون آب شدی
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - هرچند تو در کنار من بیشتری
هرچند تو در کنار من بیشتری
زی جان و دلم بدوستی پیشتری
گر بر دل من ز غمزه چون نیشتری
از خویشتن و خویش مرا خویشتری
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۸ - بیجاده لب و یاسمن اندام منی
بیجاده لب و یاسمن اندام منی
شادی و نشاط و راحت و کام منی
آرام دلم بردی و آرام منی
بر جان و دلم دامی و در دام منی
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۹ - ای آنکه خجستگی تو دادی بهمای
ای آنکه خجستگی تو دادی بهمای
با من بوفا و مهربانی بهم آی
جادو ننمود هرگز از تو به ابای
ای زر روان و دیده و دل پیمای
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۵۰ - ای ترک ستمکاره و بیدادگری
ای ترک ستمکاره و بیدادگری
تو داد رها کنی بیدادگیری
خواهی که بپیچی تو ز بیدادگری
شو داد کن وز کرده بیدادگری
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۵۱ - ای آنکه بروی قبله خوبانی
ای آنکه بروی قبله خوبانی
دل را دل و تن را تن و جان را جانی
گفتم بدلت خریدم از نادانی
اکنون که پدید است بجان ارزانی
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱ - گر رشک برد فرشته بر پاکی ما
گر رشک برد فرشته بر پاکی ما
گر دیو کند ننگ ز بی باکی ما
ایمان به سلامت به در مرگ بریم
احسنت! زهی، چستی و چالاکی ما
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲ - سالی است که پای در گلی نیست مرا
سالی است که پای در گلی نیست مرا
در سر هوس رخ گسلی نیست مرا
از عشق بتان، پار زیان کرد دلم
هر سال به تازگی دلی نیست مرا
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۳ - محکوم قضا، که بنده خوانند او را
محکوم قضا، که بنده خوانند او را
بر بالش حکم، کی نشانند او را
گر چرخ نمی رود به کام تو، مرنج
کاو نیز چنان رود، که رانند او را
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۴ - زان شب که نهاد روی بر بالش ما
زان شب که نهاد روی بر بالش ما
هر شب به فلک همی رسد نالش ما
ای یک شبه وصل از پی یکساله فراق
بازآی، اگر تمام شد آلایش ما
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۵ - تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب
تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب
از آتش دل، ز دیده می ریزم آب
اکنون چکنم که بخت برگشته ی من
گفتار به نامه کرد و دیدار به خواب
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۶ - ای داروی جان خستگانت درلب
ای داروی جان خستگانت درلب
گردون زتو سرگشته و خورشید، به تب
روز از رخ تو، چو شعله ای وام کند
تا حشر شود، دریده پیراهن شب
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۷ - بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بر ما رقم خطا پرستی همه هست
ناکامی عشق و تنگدستی همه هست
با این همه در میانه مقصود توئی
جای گله نیست، چون تو هستی همه هست
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۸ - تن دردادم به درد عاشق فکنت
تن دردادم به درد عاشق فکنت
دل بنهادم، به فرقت دل شکنت
یا دور فلک، باز رهاند ز خودم
یا آه سحر باز رساند به منت
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۹ - بر عرض تو، گر عارضه‌ای چیرشدست
بر عرض تو، گر عارضه‌ای چیرشدست
صحت برسد کنون، که بس دیرشدست
تو جان جهانی و جهان زنده به تو
آخر نه جهان، ز جان خود سیر شدست
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۰ - تا عاقله ی ما دل دیوانه ی ماست
تا عاقله ی ما دل دیوانه ی ماست
یک درد نشان ده، که نه همخانه ی ماست
هر درد که ساغر جهان حصه کند
چون درنگری، نصیب پیمانه ی ماست
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۱ - گردون بلند قدر، همتای تو نیست
گردون بلند قدر، همتای تو نیست
دریای گزاف بخش همپای تو نیست
چندانکه نگه کنیم، این جای تو نیست
پیراهن ملک، جز به بالای تو نیست
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۲ - پیراهن دل، محنت و اندوه بس است
پیراهن دل، محنت و اندوه بس است
غم های بسی گرانتر، از کوه بس است
دل تاب یک اندوه تو دارد لیکن
اندوه در آن است، که اندوه بس است
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۳ - چون دایره ی لب تو، در هم پیوست
چون دایره ی لب تو، در هم پیوست
بنگر که چه تنگ عرصه ئی داشت بدست
کان نقطه عنبرین، که نه نیست نه هست
در دایره جا نیافت در گوشه نشست