تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۵۹ - گه زاهد تسبیح به دستم خوانند
گه زاهد تسبیح به دستم خوانند
گه رندو خراباتی و مستم خوانند
ای وای به روزگار مستوری من
گر زانکه مرا چنانکه هستم خوانند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۰ - شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بربندند
الا در عاشقان که شب باز کنند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۱ - مردان رهش میل به هستی نکنند
مردان رهش میل به هستی نکنند
خودبینی و خویشتن پرستی نکنند
آنجا که مجردان حق می نوشند
خم خانه تهی کنند و مستی نکنند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۲ - خلقان تو ای جلال گوناگونند
خلقان تو ای جلال گوناگونند
گاهی چو الف راست گهی چون نونند
در حضرت اجلال چنان مجنونند
کز خاطر و فهم آدمی بیرونند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۳ - مردان تو دل به مهر گردون ننهند
مردان تو دل به مهر گردون ننهند
لب بر لب این کاسهٔ پر خون ننهند
در دایرهٔ اهل وفا چون پرگار
گر سر بنهند پای بیرون ننهند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۴ - دشمن چو به ما درنگرد بد بیند
دشمن چو به ما درنگرد بد بیند
عیبی که بر ماست یکی صد بیند
ما آینه‌ایم، هر که در ما نگرد
هر نیک و بدی که بیند از خود بیند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۵ - کامل ز یکی هنر ده و صد بیند
کامل ز یکی هنر ده و صد بیند
ناقص همه جا معایب خود بیند
خلق آینهٔ چشم و دل یکدگرند
در آینه نیک نیک و بد بد بیند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۶ - در عشق تو گاه بت پرستم گویند
در عشق تو گاه بت پرستم گویند
گه رند و خراباتی و مستم گویند
اینها همه از بهر شکستم گویند
من شاد به اینکه هر چه هستم گویند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۷ - اول رخ خود به ما نبایست نمود
اول رخ خود به ما نبایست نمود
تا آتش ما جای دگر گردد دود
اکنون که نمودی و ربودی دل ما
ناچار ترا دلبر ما باید بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۸ - اول که مرا عشق نگارم بربود
اول که مرا عشق نگارم بربود
همسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود
واکنون کم شد ناله چو دردم بفزود
آتش چو همه گرفت کم گردد دود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶۹ - رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود
با یاد وصال تو به بتخانه شدم
تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۰ - ز اول ره عشق تو مرا سهل نمود
ز اول ره عشق تو مرا سهل نمود
پنداشت رسد به منزل وصل تو زود
گامی دو سه رفت و راه را دریا دید
چون پای درون نهاد موجش بربود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۱ - آنروز که بنده آوریدی به وجود
آنروز که بنده آوریدی به وجود
میدانستی که بنده چون خواهد بود
یا رب تو گناه بنده بر بنده مگیر
کین بنده همین کند که تقدیر تو بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۲ - فردا که زوال شش جهت خواهد بود
فردا که زوال شش جهت خواهد بود
قدر تو به قدر معرفت خواهد بود
در حسن صفت کوش که در روز جزا
حشر تو به صورت صفت خواهد بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۳ - گر ملک تو شام و گر یمن خواهد بود
گر ملک تو شام و گر یمن خواهد بود
وز سر حد چین تا به ختن خواهد بود
روزی که ازین سرا کنی عزم سفر
همراه تو هفت گز کفن خواهد بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۴ - گویند به حشر گفتگو خواهد بود
گویند به حشر گفتگو خواهد بود
وان یار عزیز تندخو خواهد بود
از خیر محض جز نکویی ناید
خوش باش که عاقبت نکو خواهد بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۵ - عاشق که غمش بر همه کس ظاهر بود
عاشق که غمش بر همه کس ظاهر بود
جمعیت او تفرقهٔ خاطر بود
در دهر دمی خوش نزده شاد بزیست
گویا که دم خوشش دم آخر بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۶ - آن کس که زروی علم و دین اهل بود
آن کس که زروی علم و دین اهل بود
داند که جواب شبهه بس سهل بود
علم ازلی علت عصیان بودن
پیش حکما ز غایت جهل بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۷ - زان ناله که در بستر غم دوشم بود
زان ناله که در بستر غم دوشم بود
غمهای جهان جمله فراموشم بود
یاران همه درد من شنیدند ولی
یاری که درو کرد اثر گوشم بود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۷۸ - هر چند که جان عارف آگاه بود
هر چند که جان عارف آگاه بود
کی در حرم قدس تواش راه بود
دست همه اهل کشف و ارباب شهود
از دامن ادراک تو کوتاه بود