تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۱ - دستی که هزار درد را درمان است
دستی که هزار درد را درمان است
بر بربستی وزان دلم حیران است
یعنی که ضمان روی خلق منم
بر سینه اگر دست نهادی زان است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۲ - نه از تو مرا بخت ظفر یافتن است
نه از تو مرا بخت ظفر یافتن است
نز وصل تو امید دگر یافتن است
در عالم گفتگوی نومید شدم
دریاب مرا که وقت دریافتن است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۳ - زانجا که فریب طبع دلدار من است
زانجا که فریب طبع دلدار من است
می گفت وفا و مهر تو کار من است
گفتم باری تو دعوی مهر مکن
کاین قاعده دل وفادار من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۴ - دیدار تو شمع عالم افروز من است
دیدار تو شمع عالم افروز من است
رخسار تو نوبهار و نوروز من است
خلقی به بهار و روز نو دلشادند
روی تو بهار طرب اندوز من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۵ - عشق تو که مرهم دل ریش من است
عشق تو که مرهم دل ریش من است
بیگانه نمی شود مگر خویش من است
از من دل و صبر بازگشتند و هنوز
منزل منزل غم تو در پیش من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۶ - کاری که زهجران تو در پیش من است
کاری که زهجران تو در پیش من است
نه در خور وهم چاره اندیش من است
رفتی تو و سالها دوا نپذیرد
آن درد که از تو در دل ریش من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۷ - جای غمت این دل پریشان من است
جای غمت این دل پریشان من است
گنج هوست سینه ویران من است
از اول بیت قلب کن حرفی پنج
کآن نادره نام خوش جانان من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۸ - بی بزم تو باده اشک خونین من است
بی بزم تو باده اشک خونین من است
بی روی تو آه و گریه آئین من است
بی نام تو نقش سکه مسمار دل است
بی یاد تو لفظ خطبه نفرین من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۹ - رخشنده رخت ماه سخنگوی من است
رخشنده رخت ماه سخنگوی من است
زیبنده قدت سرو سمن بوی من است
چشمم همه بالای تو جوید چکنم
این چشم چو جوی من بلاجوی من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۰ - با عشق کهن تازه بدن خوی من است
با عشق کهن تازه بدن خوی من است
دردش بکشم به جان که داروی من است
گویند کهن شد او براتیست رخش
آن کهنه براتی رخش نوی من است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۱ - وقت گل می گون و می گلگون است
وقت گل می گون و می گلگون است
وز دولت گل طالع می میمون است
ای یار لطیف روز وصل امروز است
ای جان عزیز وقت عیش اکنون است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۲ - شاها رخ و رای دلگشایت چون است
شاها رخ و رای دلگشایت چون است
نازک قدم سپهر سایت چون است
دی باز دلم به دست فکر است اسیر
ای تاج سر زمانه پایت چون است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۳ - غصنی سخنان تو چو جان شیرین است
غصنی سخنان تو چو جان شیرین است
روح القدس از گلبن تو گلچین است
نظم تو چو نظم خوشه پروین است
شعری که ز نثر برگذشته ست این است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دی گفت مرا دلت چرا غمگین است
دی گفت مرا دلت چرا غمگین است
دربند کدام دلبر شیرین است
دادم به کفش آینه گفتم بنگر
کآنکس که دل مرا ربوده ست این است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۵ - با حکم خدائی که قضایش این است
با حکم خدائی که قضایش این است
می ساز دلا مگر قضایش این است
ایزد به کدامین گنهم داد جزا
توبه ز گناهی که جزایش این است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۶ - از من گل و مل دلبر خرگاهی خواست
از من گل و مل دلبر خرگاهی خواست
چنگ و می و اسباب سحرگاهی خواست
گفتا به رخم باده گلگون درکش
گر عمر گذشته را عوض خواهی خواست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۷ - شیرین من آنکه رشک نقش چینی ست
شیرین من آنکه رشک نقش چینی ست
کارش ستم و سرکشی و خودبینی است
با اینهمه گرمی که منم در کارش
میل دل خسته ام سوی شیرینی است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۸ - آئینه جانم آن رخ فرخ تست
آئینه جانم آن رخ فرخ تست
قوت دلم آن لب شکر پاسخ تست
از ماه شب چاردهم خوبتری
وز سیزده مه ماه مبارک رخ تست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۴۹ - هم حور بهشت ناشکیبا از تست
هم حور بهشت ناشکیبا از تست
هم جادو و هم پری فریب از تست
خوبان جهان به جامه زیبا گردند
آن خوب توئی که جامه زیبا از تست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۵۰ - تا بر دل بردبار بار غم تست
تا بر دل بردبار بار غم تست
جان از سر اختیار یار غم تست
گفتی که تو رفتی و غمم بیکار است
نی نی که هنوز کار کار غم تست