تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۱۹ - با یار رقیب می پرستی تا کی
با یار رقیب می پرستی تا کی
در میکده وصال مستی تا کی
از دامن او مرا بآن زلف ترا
کوته‌دستی و درازدستی تا کی
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۲۰ - آنی تو که حال ناتوانان دانی
آنی تو که حال ناتوانان دانی
احوال درون خسته‌ جانان دانی
افتاده به بیزبانیم کار اما
شادم که زبان بی‌زبانان دانی
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۲۱ - ای آتش کینت ز من افروختنی
ای آتش کینت ز من افروختنی
آسان ز غمت نگشته‌ام سوختنی
در مکتب عشق علمی از مهر و وفا
آموخته‌ام که نیست آموختنی
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۲۲ - ای عشق که غیر فتنه برپا نکنی
ای عشق که غیر فتنه برپا نکنی
در سوختن جهان محابا نکنی
گرم جولان چو باد هرجا گذری
آتش زنی و سوزی و پروا نکنی
ادیب صابر : مقطعات
شماره ۵۲ - چو راه جوانی سپردم به فسق
چو راه جوانی سپردم به فسق
به پیری ره توبه باید سپرد
مخند از جوانی که با فسق زیست
بر آن پیر بگری که بی توبه مرد
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱ - با باغ گل و باده ی گلگون ما را
با باغ گل و باده ی گلگون ما را
چون دید حسد نمود گردون ما را
گرماش ز باغ کرد بیرون ما را
سردابه گزید باید اکنون ما را
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۲ - ساقی چو به من دهد می گلگون را
ساقی چو به من دهد می گلگون را
گلگون کنم از فروغ او جیحون را
چندان به جزع باده دهم هامون را
تا مست کنم زیر زمین قارون را
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۳ - آخر برسد به صبح صادق شب ما
آخر برسد به صبح صادق شب ما
در برج شرف نور دهد کوکب ما
پر شکر شود پس از شکایت لب ما
تا زین ظفر نهند بر مرکب ما
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۴ - ای روز تو را وثاق در منزل شب
ای روز تو را وثاق در منزل شب
بی زلف تو معزول بود عامل شب
تا روز مرا حل نکند مشکل شب
نالم ز دل تو هر شبی در دل شب
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۵ - ای مایه هر لطافت ای در خوشاب
ای مایه هر لطافت ای در خوشاب
از هر سخنی چو آتش تیز متاب
گر آتش و آب خوانمت هست صواب
پاکیزه چو آتشی و بایسته چو آب
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۶ - از غمزه تو تیر بلا پیکان یافت
از غمزه تو تیر بلا پیکان یافت
وز نام تو نامه جفا عنوان یافت
در تو ز جفا هر چه فلک جست آن یافت
با دست حنا بسته وفا نتوان یافت
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۷ - تا نرگس چشم تو زبونم کرده است
تا نرگس چشم تو زبونم کرده است
از باغ مراد دل برونم کرده است
چون پشت بنفشه سرنگونم کرده است
چون روی گل آلوده به خونم کرده است
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۸ - از فرقت دلبر دل ناشادم هست
از فرقت دلبر دل ناشادم هست
یادم نکند گرچه از او یادم هست
از یک دل او هزار بیدادم هست
فریاد کنم که جای فریادم هست
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۹ - جانا لب و غمزه تو نوش و نیش است
جانا لب و غمزه تو نوش و نیش است
زان روح به راحت است و زین دل ریش است
زان غمزه و لب که دلبریشان کیش است
هر چند که رنج هست راحت بیش است
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱۰ - دلبر که به کام دل سفر کرد و برفت
دلبر که به کام دل سفر کرد و برفت
ما را لب و دیده خشک و تر کرد و برفت
دیدار عزیز را به یک عزم سفر
از دیده و جان عزیزتر کرد و برفت
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱۱ - چون گردش آسمان نکوخواه من است
چون گردش آسمان نکوخواه من است
دیدم رخ آن که بر زمین ماه من است
وصلش که به راه عشق همراه من است
تاثیر دعاهای سحرگاه من است
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱۲ - گیرم که تو را نعمت صد پرویز است
گیرم که تو را نعمت صد پرویز است
بر آخور تو دویست چون شبدیز است
تیزی مکن ار چه دولت تو تیز است
کاین گردش روزگار شور انگیز است
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱۳ - روز از رخ تو به روشنایی پیوست
روز از رخ تو به روشنایی پیوست
شب تیرگی از زلف تو آورد به دست
زان کرد مرا عشق شب و روز تو مست
کز لشکر روز خود نمی دانم رست
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱۴ - ای بی تو نخفته من شبی خواب دوست
ای بی تو نخفته من شبی خواب دوست
بی خوابی چشم من ز خوش خوابی توست
در چشم من از عشق تو بی خوابی رست
تا آب دو دیده خوابم از دیده بشست
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱۵ - برخاست دلم چو دوست عهدم بشکست
برخاست دلم چو دوست عهدم بشکست
گفتم نشوم عاشق و بنشینم پست
ناگه برسید عشق آن نرگس مست
اندر دل برخاسته من بنشست