تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۰ - از حسرت من حاصل دوران همه ذوق
از حسرت من حاصل دوران همه ذوق
وز کام دلم نصیب حرمان همه ذوق
شام عمرم چو مرگ عاصی همه غم
روز مرگم چو عید طفلان همه ذوق
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۱ - یک قوم مسافر ز سرمایه خجل
یک قوم مسافر ز سرمایه خجل
جویای تو گشته ایم منزل منزل
نرخ خبر تو نیست هرچند که ما
جان بر سر جان نهیم و دل بر سر دل
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۲ - می آمد و صد سپاه ناز از دنبال
می آمد و صد سپاه ناز از دنبال
جولان به زمین و آسمانش پامال
یک دیدن و کشور از جنون شورانگیز
یک جلوه و عالم از پری مالامال
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۳ - دنباله دو خاطر خودرای خودم
دنباله دو خاطر خودرای خودم
بی زحمت ره آبله پای خودم
صد پرده درم ز خود نیایم بیرون
صد مرحله پیمایم و بر جای خودم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۴ - یک معرکه خویش را به جایی نزدیم
یک معرکه خویش را به جایی نزدیم
یک مرتبه حرف خون بهایی نزدیم
صد قافله شهید بر ما بگذشت
ما مرده چنان که دست و پایی نزدیم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۵ - اندر ره و بی ره همه جا گردیدیم
اندر ره و بی ره همه جا گردیدیم
با مؤمن و کافر آشنا گردیدیم
بتخانه و کعبه ام به مقصد نرساند
ره پای و سری نداشت و اگر دیدیم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۶ - از کعبه به دیر باده کش می آرم
از کعبه به دیر باده کش می آرم
وز خاک به سوی شعله غش می آرم
کو می؟ که بر آتشم فشاند آبی
کز چشمه زمزم العطش می آرم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۷ - دامی ز نماز گرد خود بافته ام
دامی ز نماز گرد خود بافته ام
خود را ز میان آن برون یافته ام
از توبه اگر توبه کنم نیست عجب
در توبه ز توبه روی برتافته ام
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۸ - یک چند پی امید می گردیدم
یک چند پی امید می گردیدم
خار و خس حرمان ز رهش می چیدم
دیدم که سر از کوی که برمی آرد
پا بر سر آرزوی دل مالیدم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹۹ - طبعی چو رخ حورسرشتان دارم
طبعی چو رخ حورسرشتان دارم
اما چو ریاض تشنه کشتان دارم
بس ساده ضمیر و راستگو آمده است
این آینه در نمد ز زشتان دارم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۰ - آتش خورم و زحمت جانان نشوم
آتش خورم و زحمت جانان نشوم
پروانه شمعم مگس خوان نشوم
چون خنده ساقی گزک مستانم
جز بر جگر کباب مهمان نشوم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۱ - چون طایر باد از قفس آزادیم
چون طایر باد از قفس آزادیم
دوران گرهی نزد که ما نگشادیم
تاری ز کمند کس نبردیم نشان
در دام کسی پری گرو ننهادیم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۲ - دل آرم و غم برو نما بستانم
دل آرم و غم برو نما بستانم
راحت دهم و عوض بلا بستانم
هر داروی دردی که طبیبم آرد
بفروشم و درد در بها بستانم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۳ - گر دوری ازان طرف گلستان دارم
گر دوری ازان طرف گلستان دارم
از هر چمنش هزاردستان دارم
زافسانه مستی گل و بلبل او
هر گوشه که محفلیست مستان دارم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۴ - در کوی هوس خاک نشینم ایام
در کوی هوس خاک نشینم ایام
هر روز سحر به خدمتم آید شام
صد قافله خواب پیش بختم به سجود
صد دریا ز هر نزد عیشم به سلام
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۵ - گاهی به نوای بی نوایان گردم
گاهی به نوای بی نوایان گردم
گه بر اثر برهنه پایان گردم
گردم همه زاری و به دریوزه دوست
بر کلبه خاطر گدایان گردم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۶ - صد نعل درست واژگون آوردم
صد نعل درست واژگون آوردم
صد موسی و خضر رهنمون آوردم
هرجا سرچشمه ای نشان می دادند
بردم عطش و سبوی خون آوردم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۷ - هرچند که روز بی نوایی دارم
هرچند که روز بی نوایی دارم
شب با سگ دوست آشنایی دارم
در بزم اگر جای ندارم غم نیست
در کوچه او ره به گدایی دارم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۸ - نی بهر جهان نه بهر طاعت زادم
نی بهر جهان نه بهر طاعت زادم
در کار نیم تا به چه حکمت زادم؟
بالغ نشدم اگرچه صد بار فزون
از بطن موالید طبیعت زادم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۰۹ - روزی که گرفت کاتب صنع قلم
روزی که گرفت کاتب صنع قلم
مشکل دهنش به هیچ گردید رقم
از خنده پدید شد دهانش آری
پیدا ز تجلی وجودست عدم