تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۰ - بدگوییی خود کنم مگر یار شوی
بدگوییی خود کنم مگر یار شوی
بستانمت از تو تا وفادار شوی
یک رنگان را ظریف طبعان نخرند
رنگی دگر آیم که خریدار شوی
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۱ - گر در شب تیره تابیم نور شوی
گر در شب تیره تابیم نور شوی
ور در دم مردن آییم سور شوی
از دیده من اگر ببینی رخ خویش
ترسم که به حسن خویش مغرور شوی
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۲ - ای دل ز سفر تحفه چه سوز آوردی
ای دل ز سفر تحفه چه سوز آوردی
وز عشق چه حرف دلفروز آوردی
تا ذروه وصل صد مقامست بگو
با دوست کجا شبی به روز آوردی؟
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۳ - تا نگذری از قشر منقا نشوی
تا نگذری از قشر منقا نشوی
تا رو نکنی به اصل بینا نشوی
تا در نزنی چنگ به هر چیز که هست
شیرازه جزو در کل اجزا نشوی
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۴ - تا کی همه کوکنار آخر گزکی
تا کی همه کوکنار آخر گزکی
شیرین تر ازین بسست شیرین ترکی
زین سفره عیش چند بی میل خوریم
گر نیست کباب پخته گرد نمکی
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۵ - یک دم دل شاد را به صد دم ندهی
یک دم دل شاد را به صد دم ندهی
واندم به دم عیسی مریم ندهی
مرغان ضمیر از صفا رام شوند
جمع آی که از تفرقه شان رم ندهی
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۶ - از ابر به کشتزار بایسته تری
از ابر به کشتزار بایسته تری
وز باد به نوبهار شایسته تری
هر شام من از فراق تو خسته ترم
هر صبح تو از زحمت من رسته تری
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۷ - چندان که به حکمت گروی دورتری
چندان که به حکمت گروی دورتری
تا می شمری نجوم بی نورتری
آن کور که تو راه ازو می پرسی
او می داند که تو ازو کورتری
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۸ - هر سو به تن از زخم مهی کاسته ای
هر سو به تن از زخم مهی کاسته ای
یا صفحه گل از رقم آراسته ای
چون شعله آتشین که از خوردن چوب
سرکش تر و خانه سوزتر خاسته ای
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۹ - ای از تو صور نگار هرجا کوری
ای از تو صور نگار هرجا کوری
زیب از تو دهد به عاریت هر عوری
هرکس مثلی به عقل خود می آرد
نوروز و دهست و روستایی سوری
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۴۰ - هان بلبل هان صفیر محکم ندهی
هان بلبل هان صفیر محکم ندهی
تا طوطی غنچه نشکفد دم ندهی
از غیب به باغ طایران آمده اند
خامش که ز شاخسارشان رم ندهی
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۴۱ - خوش بوست بس این زلف دو تا بر که زدی؟
خوش بوست بس این زلف دو تا بر که زدی؟
بوی تو نمی دهد چرا؟ بر که زدی؟
این معنی تازه از چه کس دزدیدی؟
این شعر تو نیست، از کجا؟ بر که زدی؟
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱ - بی رخصت دل زبان بگفتن مگشا
بی رخصت دل زبان بگفتن مگشا
انگشت زبانست ترا عیب نما
گردد ز سخن نقص سخنگو ظاهر
ز آواز شود شکست چینی پیدا
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۲ - افگند ز پای، ضعف پیری ما را
افگند ز پای، ضعف پیری ما را
از دست ستد، پای جهان پیما را
می برد مرا براه، پا تا امروز
من بعد، براه می برم من پا را
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۳ - نرمی، ز سر تو واکند غوغا را
نرمی، ز سر تو واکند غوغا را
سازد عاجز، ملایمت اعدا را
نرمان، آزار از درشتان نکشند
از سنگ چه نقص پنبه مینا را؟!
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۴ - کاهید ز عشق تو تن و جان ما را
کاهید ز عشق تو تن و جان ما را
آمد شد ناله گشت سوهان ما را
دور از گل رخسار تو گویی تن زار
خاریست فتاده در گریبان ما را
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۵ - تا کام دهی، نفس بخود معجب را
تا کام دهی، نفس بخود معجب را
گردی شب و روز مشرق و مغرب را
کرد است ترا اسیر، نفس سگ تو
کس دیده که سگ مرس کند صاحب را؟
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۶ - دایم نبود جوانی ایام تو را
دایم نبود جوانی ایام تو را
صبح پیریست در پی، این شام تو را
فرداست که در دفتر ایام، اجل
از قامت خم حلقه کند نام تو را
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۷ - بر نقش جهان که راه زد جاهل را
بر نقش جهان که راه زد جاهل را
تا چند کنی محو تماشا دل را؟!
گر دیده عبرت بگشایی، کافیست
یک مد نظر این ورق باطل را
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۸ - در خانه، فراش و متکا نیست مرا
در خانه، فراش و متکا نیست مرا
فرشی جز نقش بوریا نیست مرا
ز اسباب ضیافت عزیزان چو حباب
در خانه بجز آب و هوا نیست مرا!