تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - نه شکوه ز مستقبل و نز ماضی کن
نه شکوه ز مستقبل و نز ماضی کن
خود را به مکافات عمل راضی کن
خواهی بکنی چکمه و کفشت نبرند
...کلاه خویشتن قاضی کن
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۲ - دنیا نکند ریع به کسب من و تو
دنیا نکند ریع به کسب من و تو
عقبی نشود بیع به حسب من و تو
دست ار دهد آن جهان جان هر دو جهان
با هر چه در او به ...یر اسب من و تو
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۳ - زاهد به کتابی و کتاب من و تو
زاهد به کتابی و کتاب من و تو
سنگ است و صراحی انتساب من و تو
تو مرده کوثری و من زنده می
مشکل که به یک جو رود آب من و تو
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۴ - مفتی ز در خم شکنی خمکده کاو
مفتی ز در خم شکنی خمکده کاو
چار اسبه چو دزد نقب زن بر زر ساو
بوی قدح از کون خری رستش ریش
پیش آر سبو که ماند در خم سر گاو
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۵ - بفزای به انسان ز بهائم کم شو
بفزای به انسان ز بهائم کم شو
هم بر پر از انسان به ملک همدم شو
ور منزلتی برتر از اینت باید
تنگ است مجال برتری آدم شو
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۶ - تا کی گوئی قطره فروهل یم جو
تا کی گوئی قطره فروهل یم جو
گشتم خفه زین پر نفسی ها کم گو
گفتی که خداست آدم آری آری
... شغال مرده سگ آدم کو
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۷ - ای بخت دمی ز خواب نوشین برشو
ای بخت دمی ز خواب نوشین برشو
ای می نفسی ز شیشه در ساغر شو
ای سبزه ببند پرده بر روی زمین
ای ابر حجاب دیده اختر شو
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - گیتی همه پیدا و نهان...به
گیتی همه پیدا و نهان...به
در بسته زمین و آسمان...به
معذورم دار اگر همی مقهورم
یک تن چه کند به یک جهان...به
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۹ - زی آن ز نخم مراین دل نامه سیاه
زی آن ز نخم مراین دل نامه سیاه
ره کرد و نخست پی در افکند به چاه
خود نیز رهش چه شد از این بی راهی
آری به کنار ره بود صاحب راه
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۰ - زد بر دل من نرگس شیدای تو راه
زد بر دل من نرگس شیدای تو راه
و افکند درآن چاه ذقن خوار و تباه
صد عاقل را دست بر آوردن نیست
این سنگ که دیوان در انداخت به چاه
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۱ - برسیم سپید ذقن آن خال سیاه
برسیم سپید ذقن آن خال سیاه
مر دل ها را ژرف چهی کنده به راه
جز خال و زنخدان تو... ندید
کس چاه نگون و چاه کن بر سر چاه
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۲ - جز ما و دل وین خرد بیگانه
جز ما و دل وین خرد بیگانه
وان طره که تیره چاه زندان خانه
یک حلقه که دید و حلقه ها زنجیری
یک سلسله و سلسله ها دیوانه
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۳ - مفتی چه سر اندر پی درویشانی
مفتی چه سر اندر پی درویشانی
ناخن زن زخم جان دل ریشانی
...بگی ار علت آزردن تست
صد بار تو...تر از ایشانی
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۴ - رازی رانم ترا به کس بر مسرای
رازی رانم ترا به کس بر مسرای
گر بایدت آبرو فضیلت مدرای
جز روز مه روزه به شاهد منشین
الا شب آدینه به ساغر مگرای
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۵ - خیام که داشت پیشی از ما قدمی
خیام که داشت پیشی از ما قدمی
از می نگذاشت در جهان بیش و کمی
هم پیش از ما بدان جهان شد ترسم
درخلد برین نماند از باده نمی
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - از آن لب جان فروز دم دم بکشی
از آن لب جان فروز دم دم بکشی
وز آن خط مهرسوز کم کم بکشی
این است اگر دهان و خطی که تراست
ترسم که به هیچ و پوچ عالم بکشی
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - گر زاهد خشک بالمثل تر بودی
گر زاهد خشک بالمثل تر بودی
صد گونه خلل به حکمت اندر بودی
با آن همه احتراز شرع از ارجاس
کی کیش معاشرت میسر بودی
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۸ - تا کی پی فردوس سراپا پوئی
تا کی پی فردوس سراپا پوئی
گه بسته رنگ و گاه خسته بوئی
سردار تو از اصل مپرداز به فرع
رو خربزه خورباش چه بستان جوئی
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۲۹ - با آن همه خردی این بزرگی تاکی
با آن همه خردی این بزرگی تاکی
لال عجمی این همه ترکی تا کی
در حمله گهی شیر شوی گاه پلنگ
... شغال این چس گرگی تا کی
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - دربند آویز اگر رهائی طلبی
دربند آویز اگر رهائی طلبی
پیوستن جوی اگر جدائی طلبی
گر بندگیت هوس، خداوندی خواه
رو بنده شو ار همی خدائی طلبی