تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۹ - در خواب جمال یار خود میدیدم
در خواب جمال یار خود میدیدم
وز باغ وصال او گلی می‌چیدم
مرغ سحری زخواب بیدارم کرد
ای کاش که بیدار نمی‌گردیدم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۰ - روزی ز پی گلاب می‌گردیدم
روزی ز پی گلاب می‌گردیدم
پژمرده عذار گل در آتش دیدم
گفتم که چه کرده‌ای که میسوزندت
گفتا که درین باغ دمی خندیدم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۱ - دیشب که بکوی یار می‌گردیدم
دیشب که بکوی یار می‌گردیدم
دانی که پی چه کار می‌گردیدم
قربان خلاف وعده‌اش می‌گشتم
گرد سر انتظار می‌گردیدم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۲ - گر در سفرم تویی رفیق سفرم
گر در سفرم تویی رفیق سفرم
ور در حضرم تویی انیس حضرم
القصه بهر کجا که باشد گذرم
جز تو نبود هیچ کسی در نظرم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۳ - از هجر تو ای نگار اندر نارم
از هجر تو ای نگار اندر نارم
می‌سوزم ازین درد و دم اندر نارم
تا دست به گردن تو اندر نارم
آغشته به خون چو دانه اندر نارم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۴ - گر دست تضرع به دعا بردارم
گر دست تضرع به دعا بردارم
بیخ و بن کوهها ز جا بردارم
لیکن ز تفضلات معبود احد
فاصبر صبرا جمیل را بردارم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۵ - یا رب چو به وحدتت یقین می‌دارم
یا رب چو به وحدتت یقین می‌دارم
ایمان به تو عالم آفرین می‌دارم
دارم لب خشک و دیدهٔ تر بپذیر
کز خشک و تر جهان همین می‌دارم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۶ - از خاک درت رخت اقامت نبرم
از خاک درت رخت اقامت نبرم
وز دست غمت جان به سلامت نبرم
بردار نقاب از رخ و بنمای جمال
تا حسرت آن رخ به قیامت نبرم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۷ - آزرده ترم گر چه کم آزار ترم
آزرده ترم گر چه کم آزار ترم
بی یار ترم گر چه وفادار ترم
با هر که وفا و صبر من کردم بیش
سبحان الله به چشم او خوارترم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۸ - جهدی بکنم که دل زجان برگیرم
جهدی بکنم که دل زجان برگیرم
راه سر کوی دلستان برگیرم
چون پرده میان من و دلدار منم
برخیزم و خود را ز میان برگیرم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۴۹ - ساقی اگرم می ندهی می‌میرم
ساقی اگرم می ندهی می‌میرم
ور ساغر می ز کف نهی می‌میرم
پیمانهٔ هر که پر شود می‌میرد
پیمانهٔ من چو شد تهی می‌میرم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۰ - نه از سر کار با خلل می‌ترسم
نه از سر کار با خلل می‌ترسم
نه نیز ز تقصیر عمل می‌ترسم
ترسم ز گناه نیست آمرزش هست
از سابقهٔ روز ازل می‌ترسم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۱ - تا ظن نبری کز آن جهان می‌ترسم
تا ظن نبری کز آن جهان می‌ترسم
وز مردن و از کندن جان می‌ترسم
چون مرگ حقست من چرا ترسم ازو
من خویش پرستم و از آن می‌ترسم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۲ - مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
پیدا و نهان چو شمع در فانوسم
القصه درین چمن چو بید مجنون
می‌بالم و در ترقی معکوسم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۳ - عیبم مکن ای خواجه اگر می نوشم
عیبم مکن ای خواجه اگر می نوشم
در عاشقی و باده پرستی کوشم
تا هشیارم نشسته با اغیارم
چون بی‌هوشم به یار هم آغوشم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۴ - یا رب ز گناه زشت خود منفعلم
یا رب ز گناه زشت خود منفعلم
وز قول بد و فعل بد خود خجلم
فیضی به دلم ز عالم قدس رسان
تا محو شود خیال باطل ز دلم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۵ - یک روز بیوفتی تو در میدانم
یک روز بیوفتی تو در میدانم
آن روز هنوز در خم چوگانم
گفتی سخنی و کوفتی برجانم
آن کشت مرا و من غلام آنم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۶ - از جملهٔ دردهای بی درمانم
از جملهٔ دردهای بی درمانم
وز جملهٔ سوز داغ بی پایانم
سوزنده‌تر آنست که چون مردم چشم
در چشم منی و دیدنت نتوانم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۷ - زان دم که قرین محنت وافغانم
زان دم که قرین محنت وافغانم
هر لحظه ز هجران به لب آید جانم
محروم ز خاک آستانت زانم
کز سیل سرشک خود گذر نتوانم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۵۸ - بی‌مهری آن بهانه‌جو می‌دانم
بی‌مهری آن بهانه‌جو می‌دانم
بی درد و ستم عادت او می‌دانم
جز جور و جفا عادت آن بدخو نی
من شیوهٔ یار خود نکو می‌دانم