امیر معزی : قصاید
شماره ۱۰۱ - دولت و دین را خدای فر و بها داد
شماره ۱۰۱ - دولت و دین را خدای فر و بها داد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۰۳ - شهی که گوهر و دینار رایگانی داد
شماره ۱۰۳ - شهی که گوهر و دینار رایگانی داد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۰۸ - مَلِک سنجر جهانداری به میراث از پدر دارد
شماره ۱۰۸ - مَلِک سنجر جهانداری به میراث از پدر دارد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۱۱ - هر روزکه خورشید سر ازکوه برآرد
شماره ۱۱۱ - هر روزکه خورشید سر ازکوه برآرد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۱۲ - تا شهریار دادگر آهنگ شام کرد
شماره ۱۱۲ - تا شهریار دادگر آهنگ شام کرد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۱۳ - آن خداوند که آفاق به یک فرمان کرد
شماره ۱۱۳ - آن خداوند که آفاق به یک فرمان کرد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۱۹ - شه مشرق ملک سنجر به دارالملک باز آمد
شماره ۱۱۹ - شه مشرق ملک سنجر به دارالملک باز آمد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۲۴ - بتان چین و ختن سروران درگاهند
شماره ۱۲۴ - بتان چین و ختن سروران درگاهند
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۲۸ - اگر چه خرمی عالم از بهار بود
شماره ۱۲۸ - اگر چه خرمی عالم از بهار بود
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۳۱ - تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بود
شماره ۱۳۱ - تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بود
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۳۵ - ای خداوندی که گر عزم تو بر گردون شود
شماره ۱۳۵ - ای خداوندی که گر عزم تو بر گردون شود
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۰ - تا مبارک رایت شاه جهان آمد پدید
شماره ۱۴۰ - تا مبارک رایت شاه جهان آمد پدید
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۱ - گوهر سلجوق کز نور بخارا در رسید
شماره ۱۴۱ - گوهر سلجوق کز نور بخارا در رسید
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۲ - شاه سنجر چون ز میدان جانب ایوان رسید
شماره ۱۴۲ - شاه سنجر چون ز میدان جانب ایوان رسید
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۳ - بنازد جان اسکندر به سلطان جهان سنجر
شماره ۱۴۳ - بنازد جان اسکندر به سلطان جهان سنجر
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۴ - ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفر
شماره ۱۴۴ - ای به سلطانی نشسته با فتوح و با ظفر
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۹ - نه بود و نه هست و نه باشد دگر
شماره ۱۴۹ - نه بود و نه هست و نه باشد دگر
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۶۰ - کردگار دادگر هر ماه بر فتحی دگر
شماره ۱۶۰ - کردگار دادگر هر ماه بر فتحی دگر
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۶۱ - به فرخی و خوشی بر خدایگان بشر
شماره ۱۶۱ - به فرخی و خوشی بر خدایگان بشر
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۶۴ - خدای هر چه دهد بنده را ز فتح و ظفر
شماره ۱۶۴ - خدای هر چه دهد بنده را ز فتح و ظفر