تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

۴

آنچه آمد بر سرم دل کرد، دل

وایِ دل ایوایِ دل، پُر درد، دل


کاش آنروزی که رویت دیده بود

فکر این ایّام را میکرد، دل


ارغوانی گونه ام را در شباب

کرد از هجرش خزانِ زرد، دل


ایعجب رخ زرد و پائیزی لقاست

خونجگر، خونین کفن، چون وَرد، دل


کوه راسخ بود لیکن از فراق

سوده گشت و شد بسان گرد، دل


گرچه نامردان مرادش را نداد

رسم مردی کی گذارد، مرد دل؟


گرچه هجرش آتش افزونی کند

از رُخش بیند سلامٌ بَرْد، دل


گر بها نَدْهَد به این اشکِ غمین

وایِ دل ایوایِ دل، پُر درد، دل

نوشته قبلی:شمس
نوشته بعدی:در مدح مولا
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
1

سُفت گوهر اینچنین لعلِ رسول
کَلِّم النّاسَ علی' قَدرِ عقول

در کتابش حضرت ربّ ودود
از برای صالحان و هم عنود -

اول و آخر به توصیفش بسفت
سرّ الاسراش ز نااهلان نهفت

جاهلان را زد مثل‌ها از ستور
عارفان را گفت معنای حضور

فهمِ نوآموز را اوّل بسنج
زانسپس دربی گشا از دُرّ و گنج

گنج جاهل را بُوَد همچون خزف
زانکه از جهلش کند آن را تلف
تصویر مجموعه
آهنگ دل ۱۴۰۴/۲/۱۲
وقتی آثارم توسط مختار وطن پرست و سایر اسادان به سرقت رفت اثر جدیدم را چاپ کردم تا سرقت نرود
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
50

گرچه مردان از بساطِ خاک، بستر یافته
چشم گردون، خاکشان را زیب و زیور یافته

زندگان عشق را مردن کجا باشد ز خاک؟
خاک، از عُشّاقِ جان، صد جان دیگر یافته

آن که پندارد تواند نسل مردان را برید
عاقبت اَبنای خود را خوار و ابتر یافته

آتش افروزان اگرچه شعله ها افروختند
این سمندر ای عجب تسنیم و کوثر یافته

تا ز گَرد مقدمی صد توتیا افشانده اند
دیده را خاک زمین پر نور و انور یافته

کار این آتش فروزان با خدا و دوزخش
بلکه بینی جانشان را خشم آذر یافته

بیشمارانْ منتظر، قربان آن جانِ جهان
کز برایش هر دو عالم، جان و پیکر یافته

جانِ جان، شاهنشهِ دوران، سلیمان زمان
آنكه امکان، از #غریبش شوکت و فَر یافته