تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

۴

آنچه آمد بر سرم دل کرد، دل

وایِ دل ایوایِ دل، پُر درد، دل


کاش آنروزی که رویت دیده بود

فکر این ایّام را میکرد، دل


ارغوانی گونه ام را در شباب

کرد از هجرش خزانِ زرد، دل


ایعجب رخ زرد و پائیزی لقاست

خونجگر، خونین کفن، چون وَرد، دل


کوه راسخ بود لیکن از فراق

سوده گشت و شد بسان گرد، دل


گرچه نامردان مرادش را نداد

رسم مردی کی گذارد، مرد دل؟


گرچه هجرش آتش افزونی کند

از رُخش بیند سلامٌ بَرْد، دل


گر بها نَدْهَد به این اشکِ غمین

وایِ دل ایوایِ دل، پُر درد، دل

نوشته قبلی:شمس
نوشته بعدی:در مدح مولا
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۱۷
اشعار آیینی و عاشقانه
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
3

#در_مدح_امیرالمومنین_مولانا_علی_ابن_ابیطالب_علیه_السلام_و_نامگذاری_پنج_تن_آل_عبا


آنکه شده خاك رهش كيميا
گنج دو عالم، علی ِ مرتضا

هر چه بُوَد جلوهء پیغمبری
جمله هویدا به رخ حیدری

معتکفان حرم مرتضا
گشته مکین بر سر عرش استوی

سرمه بر خاک درش هر ملک
جیره خور مائده اش نُه فلک

تاج ستانند ز خاکش شهان
باج گزارند به تختش کِهان

هر که به درگاه علی راه یافت
جاه بلند از در آن شاه یافت

نصر خدا با همه یاران اوست
خشم خدا با همه عدوان اوست

از کرم حضرت پروردگار
پیرو او در دو جهان رستگار

گفت نبی کنتُ نبیاً له
هست علی والی والای او

من  وَ علی از شجر واحدیم
از شجر نور جلیل کریم

سایر ناسند ز نخلی دگر
آن دگرانند ز نحلی دگر

خواست تجلی چو نماید جمیل
نور مرا خلق نمودش جلیل

از پس آن،  نور مرا شق نمود
یک، دو شد و نور جلالش فزود

نور دُوُم نور علی شد عیان
کنز خفی گشت پدید از نهان

از من و از نور علی آنزمان
فاطمه آورد حق لامکان

زانسپس از نور من و فاطمه
وان علی آن بر دو جهان قائمه

دست ازل، نور حسین و حسن
کرد پدید از سر لطف و مِنَن

از کرم خالق جان آفرین
پنج، ز اسماء علیم مبین -

گشت مقرر به من و بر علی
بر سهء دیگر، ز حکیم ولی

حق که خودش حضرت محمود بود
نام مرا کرد محمد ز جود

زانکه علی بود خدای جمیل
نام علی کرد علی آن جلیل

فاطر اقطار ثری و سما
فاطمه را نام نهاد از عطا

صاحب احسان چو بُوَد از قدیم
نام حسن گشت پدید از کریم

محسنِ خلق از کرم لاعِداد
نام حسینی به حسین برنهاد
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
43


ای خُرم از جمال تو جنّات دلفروز
از جلوه ات به باغ دلم لاله برفروز

ای آفتاب عشق و امل،  بی فروغ تو
روزم شبست و هر شب من همنشین سوز

چشم انتظار یک نظر از دیدهء توام
ای منتظر به راه تو عشّاق دیده دوز

بی مهر آفتاب تو سردست روزگار
ای دست مهربیز تو گرمای هر تموز

سودای عشق روی تو و مفلسی چو من
سهلست، اگر که فضل شهی گرددت بروز

گر نامه ای به مُهر وفا آید از شهم
صد بار من فشانمش از شعر لعل سوز