تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

در آخرین حرف ها

در تقابل با زندگانی

در پی تشنگی ها دویدن

همچو همای سعادتی ناگاه

در چشم بر هم زدنی

نسلی از من طلبیده بود

زلالی برکهآگاهی را

که نه کلام یارای گفتنش است و نه زبان تاب ترجمانش

حرف آخر

تکرار مکرر عشق

و در پی آگاهی خزیدن

خویش را نذر باور نمودن

یافتن واژه هایی لایق

بهر بیان این حس عجیب

هم هستم و هم نیستم انگار

در این در گه ؛ در این حلقه

وقت ، وقت اتصال است

وقت زلالی آب برکه

- عبد شدن ، شاهدی از سر گرفتن

خلقت باشکوه هستی


نوشته قبلی:افسوس
نوشته بعدی:ژاله
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل
تصویر مجموعه
بهار ۱۴۰۴/۱۰/۶
آخرین عشق
آخرین حسرت
آخرین اشک