تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

در آخرین حرف ها

در تقابل با زندگانی

در پی تشنگی ها دویدن

همچو همای سعادتی ناگاه

در چشم بر هم زدنی

نسلی از من طلبیده بود

زلالی برکهآگاهی را

که نه کلام یارای گفتنش است و نه زبان تاب ترجمانش

حرف آخر

تکرار مکرر عشق

و در پی آگاهی خزیدن

خویش را نذر باور نمودن

یافتن واژه هایی لایق

بهر بیان این حس عجیب

هم هستم و هم نیستم انگار

در این در گه ؛ در این حلقه

وقت ، وقت اتصال است

وقت زلالی آب برکه

- عبد شدن ، شاهدی از سر گرفتن

خلقت باشکوه هستی


نوشته قبلی:افسوس
نوشته بعدی:ژاله
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۳
یکی یک دانه قلبم
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را