تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

از میان همه بودن ها و همه نبودن ها

تو آمدی ، چون عطر اقاقی در کوچه باغ های شهر

تو آمدی ، چون بارش ابر در دشت مه آلود

آنچنان در میان توهم راستینت ، پیش تاخته ام

که مسیر بازگشتم به خانه را از یاد برده ام

هر روز هزاران بار ،با خود می اندیشم؛

حیف باد نام تو ، جای تو اینجا نیست

جای تو در آغوش خداست.

دستم آلوده درد ، دست تو پر از شبنم

چشم من غم زده افسون

چشم تو امیدی از عشق و جوانی

پای من در خون است ، پای تو در مسیر زیستن

امید من ؛ رفته بر باد

امید تو ، آفتاب رویت

لب من در عطش قظره ژاله

لب تو در تردید به من سپردن

اما

تنها آنچه باقیست تو هستی و طوفانی از خواهش من



نوشته قبلی:حرف آخر
نوشته بعدی:سلامم گوی
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
بهار ۱۴۰۴/۱۰/۶
آخرین عشق
آخرین حسرت
آخرین اشک
تصویر مجموعه
عاشقی محنت بسیار کشید تا دم دجله.... ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود.....
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل