تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

سیلی سرما در اوج زمستان ،

تن عریان درختان و جاده ای که انتهایش پیدا نبود.

درد و خطر بیداد می کند .

هر روز بوی مرگ می آید،

بوی نابودی محض.

تنها چراغی در پیش و امیدنجات در محرمی ست پیش روی.

در غفلتی که طراران ربوده اند رمه ات را....

و بازی را ادامه می دهی.... .

نیست می شود هر روز گلستان خرمی ،

چراگاهی ست شیرین ،

کویری خواهی شد که می آزارد رهگذر غریب را،

خار تلخ بیابانش


نوشته قبلی:سفر
نوشته بعدی:فردا خواهم آمد
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۳
یکی یک دانه قلبم
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.
تصویر مجموعه
بهار ۱۴۰۴/۱۰/۶
آخرین عشق
آخرین حسرت
آخرین اشک