تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

فردا خواهم آمد

و در این وسعت خاک

هرکجا گلهای نیایش رست

همه را خواهم چید

و به تنهایی تو

که به اندازه یک بودن

در عمق ، وجود می گیرد

خواهم داد .

فردا خواهم آمد

و برایت گل نیلوفر و یاس را خواهم آورد

تا کنار زمزمه بانگ اذان ،

دل نورانی تو ، از نور سرشار شود .

فردا خواهم آمد

دستانم سرشار از مهر خداست ،

و اشک هایم از بودن او جاری است

و محبت را با پیرهنی از جنس بلور

که به اندازه آرامش من جا دارد

تک و تنها خواهم آورد

فردا خواهم آمد

و فریاد خواهم زد

ای صنوبرها ، ای اقاقیها ، ای شقایق ها ، ای کبوتر ها

سر سبز شوید ،

من نور خدا را ،

از ژرفای نگاهش دیدم ،

و به خدایی که در همین شب بوهاست ،

ایمان آوردم .





نوشته قبلی:سیلی
نوشته بعدی:سوگند
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را