تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

7کودک من

فریاد برآور ای کودک معصوم

ای زیبایی نهفته در عطر باران.

عشق تو در پی سفر پاییز بود

و فردایی دگر ،باز خواهد آمد

پرندگان زیبا

خودشان قبل از آواز کوچ گفتند

که شاید دیگر نیاید

مسافر سپید پوش تو .

آن زمان که در گذرگاه زمان ایستادی

می توانی حک کنی خطی به رخسار زمان

و قلب ها را بشکافی

تو برگ پاییزی هستی که غمگینانه از منظر چشم خویش فرو می ریزد

سوی نابودی روح

هر چند که هنوز برگی و هستی

آغاز تنهایی صنوبر

تحمل سرما و سوز زمستان ، وقتی پناهی ندارد

جز آغوش باز آسمان 83/8

نوشته قبلی:پیراهن گل گلی
نوشته بعدی:آبادی
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س
تصویر مجموعه
عاشقی محنت بسیار کشید تا دم دجله.... ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود.....
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را