تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

نمی دانم حق و باطل را

نمی شناسم دوستی را.

امتحانی ست سخت یا تاوان ظلم است؟

نعمت و نور دوباره

لطف بی کران هستی ،

آنچنان بر سر امواج اسیرم

که هیچ ندانم نه خود را ، نه راه و نه مقصود

جه دنیایی ،

مرا از شب امیدی نیست

با تو خوشم ، شعر می خوانم و پرواز می کنم

هر چه می بینم غزلواره است . ،

همه عشق است و یار.

برای تو خواهم خواند.

رازهای بودنمان را ،وقتی که با هم نوشتیم ،

ترانه های سبز و پیروز را.

آنچنان در اعماق کویر چشمانت می روم

که قصد آمدنم نیست

نوشته قبلی:شیون عشق
نوشته بعدی:تقدیمی
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل
تصویر مجموعه
عاشقی محنت بسیار کشید تا دم دجله.... ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود.....