تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

نمی دانم حق و باطل را

نمی شناسم دوستی را.

امتحانی ست سخت یا تاوان ظلم است؟

نعمت و نور دوباره

لطف بی کران هستی ،

آنچنان بر سر امواج اسیرم

که هیچ ندانم نه خود را ، نه راه و نه مقصود

جه دنیایی ،

مرا از شب امیدی نیست

با تو خوشم ، شعر می خوانم و پرواز می کنم

هر چه می بینم غزلواره است . ،

همه عشق است و یار.

برای تو خواهم خواند.

رازهای بودنمان را ،وقتی که با هم نوشتیم ،

ترانه های سبز و پیروز را.

آنچنان در اعماق کویر چشمانت می روم

که قصد آمدنم نیست

نوشته قبلی:شیون عشق
نوشته بعدی:تقدیمی
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.