تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

انتهای عهد شباب است

جز دلی سوخته و امیدی خاموش،

حاصلم نیست.

نیست دگر فردایی روشن

و تنها لطف و شهامت تو

یوسف دربند تاریکخانه را

نوائی دوباره می دهد

در مناجات شبانه ام

وصل یار حافظ را زمزمه می کنم

و تنها نامت و دستان گرمت

نفس مرا تشویق می کند

در این سال پر خطر ، در زمستانی بی نهایت خاموش

وقتی همه چیز بوی مرگ می دهد

ترا باز یافتم در گوشه ای از این آسمان پر رمز

تنها ، نسیم، محرم کالممان بود

خواهیم کشید بر لوح فردا ، جوانه های بودنمان را

و حک خواهیم کرد، امید و تالش را

و زنده باد عشق

)تقدیم به همه دلخاموشان محبت (

نوشته قبلی:کویر چشمانت
نوشته بعدی:لحظه شمار بهار
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را