تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

آی عشق شعله سبزینه تو پیداست

مهر ریشه در جان تو دارد ، تپش های زمان کلام بیقرار توست

ای عظیم ترین میراث رب ، ای همه عشق

خوشا بی سر و سامانی بهر نامت ، خوشا خون جگر ها ، خوشا رنجت

خوشا پیکر بیتاب ، خوشا وصل و خوشا حسرت

هر دم سلامت می کنم ، هر سو نگاهت می کنم ، ای همه آمال من

ای تقلاهای عمر رفته از دست

بی نظیر ، ای دوست

گه بهر دیدارت ارض طی می کنم و گه سماء را

لوای رسوایی بر تن شد و مطرود گشته هر خانقاهم

صحرا به صحرا، دشت به دشت ، لوت به لوت ، دانند اسرار رسواییم را.

آی عشق

گاه در بازار ریا فروش دیدم ترا ، گاه در حجره تردید ،

ای والا تر از تقدس من

تا بوسه گاه خاک ، خواهم آمد

خواهم آمد


نوشته قبلی:امجدی
نوشته بعدی:انتظارت
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۲
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۲
یکی یک دانه قلبم
تصویر مجموعه
عاشقی محنت بسیار کشید تا دم دجله.... ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود.....