تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

نوشیدن جرعه های مستی آور نگاهت

توازن رقص گلبرگها را مانی ، بلندای سرو را

عطری در عمق حافظه جانم

هرگز نخواهم به فراموشی سپردن

همچو امانتی از جنس عشق

بر لوح دل خویش آویز کرده ام

نام و عشق واشتیاق و عطش و جاذبه دستانت

آنچنان لیلی که همه مجنون ها و عاشقان در بند ایشان قیامت ها کنند

حق ادای جاذبهنگاهی ست

این عطش خشکیده برلبان را

نوازش ساقه های گل رز مخملی را

مرهمی باشدو حصل اشک ها ی در تاریکی

نام تو ذکر مداوم، اندیشه ات غالب همه اوهام من

حسرتت همچو حسرت مومن درختان بهشت را

بهترین دلیل بودن، آسمانی ترین بوسه عشق


نوشته بعدی:آی عشق
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
بهار ۱۴۰۴/۱۰/۶
آخرین عشق
آخرین حسرت
آخرین اشک
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم