تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

کودکی با فریاد، چشمانی گُشاد و پُر نور از شَعف، سریع و کوتاه، موسیقی خنده را هم‌نوا با باد سَر می‌کند و سُر می‌خورد.

و این قصهٔ کوتاه سقوطی‌ست که پایانش لبخند است. زمین پایان راه نیست، نقطه‌ی آغاز خنده‌ای دیگرست. پله‌های آهنین و سخت. راهی که دوباره باید رفت. و باز لذت سُر خوردن و شادی.

چقدر حرف توی این بازی هست. برای این شادی باید تلاش کرد. این تلاش پاداشی دلنشین دارد. دوباره و دوباره و دوباره. هر بار مسیر همان است. تلاش و زحمت. پس از سختی آسانی‌ست و هر فرازی را فرودی هست.

دل از تردید رها می‌شود و ترس، دست در دستِ شوق، به بازی تبدیل می‌شود.

گاهی باید ایستاد و تماشا کرد. گاهی باید لذت موفقیت دیگری را دید. گاهی باید شاهد تلاش دیگران بود. شاهد شکست‌ها، افتادن‌ها و لغزیدن‌ها. باید عبرت گرفت.

بنشینیم بر سُرسُرهٔ روزگار، با لبخند، رها، شیب شادی را سُر بخوریم.

«س.م.ط.بالا»


پی‌نوشت: تصویر این نوشته با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است.

نوشته قبلی:دفن
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
خودخواهی‌ها ۱۴۰۳/۱۲/۱۳
بسیاری از رفتارهای ناهنجار در جامعه ناشی از خودخواهی است، نه لزوماً بی‌شعوری. خودخواهی باعث می‌شود افراد منافع شخصی خود را بر مصالح جمعی ترجیح دهند، حتی اگر از عواقب منفی رفتار خود آگاه باشند. برای کاهش این رفتارها، تقویت مسئولیت‌پذیری، آموزش ارزش‌های اخلاقی و ایجاد تعادل بین منافع فردی و جمعی ضروری است.
در این مجموعه نمونه‌های خودخواهی در جامعه را ذکر می‌کنم.
نثر آبدار ۱۴۰۳/۱۱/۷
نثرهایی که آب دارند. گاهی برای نوشیدن و گاهی برای نیوشیدن. اینها نوشته های من هستند که گاهی با اندیشه حاصل شده اند و گاهی بی اندیشه.
خواستم شعر باشد ۱۴۰۳/۱۱/۷
گاهی اوقات نقشی در ذهنم می نشیند که دوست دارم آن را در قالب شعر بازگو کنم. اما نمی شود و این چنین در دفتر "خواستم شعر باشد" می نشیند.