تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

من از امانِ تو دورم من از امینِ تو زخمی

من از کمانِ تو ترسان من از کمینِ تو زخمی


شبانه روزِ من اینجا پُر است از تب و خواهش

من از همانِ تو مَرهَم من از همینِ تو زخمی


چرا چرا تو دلم را به درد و غم دهی عادت؟

منم به جانِ تو شیدا منم به دینِ تو زخمی


به خاکِ پایِ تو افتاده‌ام ندارم از این باک

منم به نانِ تو مدیون منم به کینِ تو زخمی


ندانم از چه به دستت هزار هزار بهانه ست

که باشم از تو فراری و از زمینِ تو زخمی


چه حکمتی‌است ندانم برانی هم تو بخوانی

من از یسارِ تو خوشنود و از یمینِ تو زخمی


هشتم مهرماه ۱۳۹۸

نوشته قبلی:سهمِ من و ما
نوشته بعدی:خط پایان
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
غزلیات علیرضا نورزادلاله ۱۴۰۵/۷/۲۹
به نام دوست
پیش از مهر ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هر چه سرودم و هر چه نوشتم در دسترسم نیستند!
شاید هرگز دیگر آن سروده ها و دفاتر به دستم نرسند و عمرم آن قدر طولانی نباشد که برای پیدا کردنشان کاری انجام بدهم! یک زندگی آن جاست که ترکش کردم و هر چه داشتم را آن جا جا گذاشته ام.

اما آنچه که امروز در دسترسم هست و آنچه که از این پس خواهم سرود در این مجموعه قرار می دهم.