تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

محروم ز بیداری با خواب غریبم من!

این حالِ غریب از چیست؟ محتاج ِطبیبم من


در دایره محبوسم، در نقطه گرفتارم ...

در اسم مسلمان و مصلوبِ صلیبم من!


بی‌بهره ز نورم نور، در بندِ غرورم کور

از قلبِ تو دورم دور، مغلوبِ رقیبم من ...


سربارِ زمین گشتم، با درد عجین گشتم

هم آن و همین گشتم، مقسومِ ضریبم من!


خاک است سراپایم، تاک است مسمایم

پاک است دلم اما، محکوم به سیبم من!


اجزای حیاتم گم، سردرگمِ سردرگم

خم در خمِ مردم گم، مستانه عجیبم من!


لب تر نکنم با می، در سجده ز کِی تا کِی

از حرفِ الف تا دِی، همواره نشیبم من!


از فاصله نالان و از غصه پریشان و

اینجا خطِ پایان و دنبالِ نصیبم من!


پنجشنبه شانزدهم آبانماه ۱۳۹۸

نوشته قبلی:زخمی
نوشته بعدی:هر شب ...
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
غزلیات علیرضا نورزادلاله ۱۴۰۵/۷/۲۹
به نام دوست
پیش از مهر ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هر چه سرودم و هر چه نوشتم در دسترسم نیستند!
شاید هرگز دیگر آن سروده ها و دفاتر به دستم نرسند و عمرم آن قدر طولانی نباشد که برای پیدا کردنشان کاری انجام بدهم! یک زندگی آن جاست که ترکش کردم و هر چه داشتم را آن جا جا گذاشته ام.

اما آنچه که امروز در دسترسم هست و آنچه که از این پس خواهم سرود در این مجموعه قرار می دهم.