من از حکایتِ عشقی که نداری گلهمندم
من از شکایتِ دردی که سپاری گلهمندم
ندارم هیچ امیدی و از جفا گله دارم
من از خیانتِ یاران و حواری گلهمندم
صبور بودم و گفتم که دردِ عشق ضرر نیست
زیان تمامِ نصیبم شد و آری! گلهمندم
کسی گلایهی دل را نکرد گوش و نگفتم
که از تو و هزار مردِ کناری گلهمندم
چه رو سپید شد از تو کسی که نانِ مرا زد
تو عمر و عشق گرفتی! بقراری گلهمندم
من آخرین گلهام را به دوست کردهام اعلام
من از جهان که نداشت نیّتِ یاری گلهمندم
سهشنبه ۱۲ آذرماه ۱۳۹۸
از دفتر غزلیات علیرضا نورزادلاله