تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

‌من از حکایتِ عشقی که نداری گله‌مندم

من از شکایتِ دردی که سپاری گله‌مندم


ندارم هیچ امیدی و از جفا گله دارم

من از خیانتِ یاران و حواری گله‌مندم


صبور بودم و گفتم که دردِ عشق ضرر نیست

زیان تمامِ نصیبم شد و آری! گله‌مندم


کسی گلایه‌ی دل را نکرد گوش و نگفتم

که از تو و هزار مردِ کناری گله‌مندم


چه رو سپید شد از تو کسی که نانِ مرا زد

تو عمر و عشق گرفتی! بقراری گله‌مندم


من آخرین گله‌ام را به دوست کرده‌ام اعلام

من از جهان که نداشت نیّتِ یاری گله‌مندم


سه‌شنبه ۱۲ آذرماه ۱۳۹۸


نوشته قبلی:هوای بیقراری
نوشته بعدی:ماه
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
غزلیات علیرضا نورزادلاله ۱۴۰۵/۷/۲۹
به نام دوست
پیش از مهر ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هر چه سرودم و هر چه نوشتم در دسترسم نیستند!
شاید هرگز دیگر آن سروده ها و دفاتر به دستم نرسند و عمرم آن قدر طولانی نباشد که برای پیدا کردنشان کاری انجام بدهم! یک زندگی آن جاست که ترکش کردم و هر چه داشتم را آن جا جا گذاشته ام.

اما آنچه که امروز در دسترسم هست و آنچه که از این پس خواهم سرود در این مجموعه قرار می دهم.