تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

روزی حکیم در جمع مریدان و شاگردان نشسته بود. سخن از آدمی و زندگانی او مجلس را گرم و اصحاب سخن را سرگرم کرده بود.

بحث آنجا بالا گرفته بود که آدمی از پایه برای زندگی اجتماعی ساخته شده و کردار و گفتارش بر یکان یکان مردم اثر دارد.

مردی که تازه از قضای حاجت به مجلس وارد شده بود، برخاست و گفت: «چه کنیم تا زندگانی جمعی نیکوتری داشته باشیم؟ چطور برای جمع مفید باشیم؟»

از هر گوشه‌ای، صاحب نظری چیزی گفت.

- به همدیگر تعدی و ظلم نکنیم.

- حق همسایه را نگه داریم.

- به بیت‌المال دست‌درازی نکنیم.

- آنچه در توان داریم به دیگری کمک کنیم.

- انصاف داشته باشیم.

مرد که همچنان بر پا ایستاده بود، به فریاد گفت: «ای دوستان! بگذارید تا بدانیم حکیم در این باب چه پندی دارد.»

حکیم که تا آن زمان مُهر بر دهان داشت و شنونده بود، سرش را بالا آورد و نگاهی به چشم‌های دوخته شده به خود انداخت. سپس گفت: «هر آنچه گفتید، صحیح است. بجاست که آدمی چنان کند. اما اگر هیچ‌کدام از دستش برنیامد، حداقل پس از قضای حاجت، یک آفتابه آب بریزد.»

مریدان و شاگردان چون این شنیدند، سکوت بر مجلس حاکم شد.

«س.م.ط.بالا»

نوشته قبلی:سُرسُره
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
نثر آبدار ۱۴۰۳/۱۱/۷
نثرهایی که آب دارند. گاهی برای نوشیدن و گاهی برای نیوشیدن. اینها نوشته های من هستند که گاهی با اندیشه حاصل شده اند و گاهی بی اندیشه.
خودخواهی‌ها ۱۴۰۳/۱۲/۱۳
بسیاری از رفتارهای ناهنجار در جامعه ناشی از خودخواهی است، نه لزوماً بی‌شعوری. خودخواهی باعث می‌شود افراد منافع شخصی خود را بر مصالح جمعی ترجیح دهند، حتی اگر از عواقب منفی رفتار خود آگاه باشند. برای کاهش این رفتارها، تقویت مسئولیت‌پذیری، آموزش ارزش‌های اخلاقی و ایجاد تعادل بین منافع فردی و جمعی ضروری است.
در این مجموعه نمونه‌های خودخواهی در جامعه را ذکر می‌کنم.
خواستم شعر باشد ۱۴۰۳/۱۱/۷
گاهی اوقات نقشی در ذهنم می نشیند که دوست دارم آن را در قالب شعر بازگو کنم. اما نمی شود و این چنین در دفتر "خواستم شعر باشد" می نشیند.