هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عشق، جدایی از معشوق و فداکاری در راه عشق است. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و ستایش از اهل معرفت دارد. در پایان، با ذکر نام علی(ع)، جنبهای مذهبی نیز به آن افزوده شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۸۷۷ - چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان
برخیز جان فدا کن در پای پاسبانان ۱
گفتم که کفر بر دین چربید و عشق بر عقل
زین کار مشگل من خندند کار دانان ۲
گفتم بدل که پیمان با گلرخان نبندی
پیمان شکن چو دیدم این خیل دلستانان ۳
گر کشتگان عشقت آیند در قیامت
محشر تمام گیرد غوغای دادخواهان ۴
بر تیر طعن دشمن مشتاق دوست سازد
سازم بجور اینان از بهر مهر آنان ۵
با خار خار هجران تن داده ایم از جان
منت بریم تا چند ای گل زباغبانان ۶
گرگان برند ناچار زین گله شب پیاپی
غافل زگوسفندان خسبند اگر شبانان ۷
با تن گرفته ای خو در رنگ غرقی و بو
محروم ماندی ای جان آخر زمهر جانان ۸
صوفی که در سماع است از وجد حال در بزم
بینی بهر دو کونش خوش آستین فشانان ۹
نام علی بیاور ای طوطی مغنی
کاشفته تلخ کام است از این شکر دهانان ۱۰
برخیز جان فدا کن در پای پاسبانان ۱
گفتم که کفر بر دین چربید و عشق بر عقل
زین کار مشگل من خندند کار دانان ۲
گفتم بدل که پیمان با گلرخان نبندی
پیمان شکن چو دیدم این خیل دلستانان ۳
گر کشتگان عشقت آیند در قیامت
محشر تمام گیرد غوغای دادخواهان ۴
بر تیر طعن دشمن مشتاق دوست سازد
سازم بجور اینان از بهر مهر آنان ۵
با خار خار هجران تن داده ایم از جان
منت بریم تا چند ای گل زباغبانان ۶
گرگان برند ناچار زین گله شب پیاپی
غافل زگوسفندان خسبند اگر شبانان ۷
با تن گرفته ای خو در رنگ غرقی و بو
محروم ماندی ای جان آخر زمهر جانان ۸
صوفی که در سماع است از وجد حال در بزم
بینی بهر دو کونش خوش آستین فشانان ۹
نام علی بیاور ای طوطی مغنی
کاشفته تلخ کام است از این شکر دهانان ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۶ - دلا با خوبرویان عهد بستن
گوهر بعدی:شماره ۸۷۸ - چه ای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.