هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند فداکاری، عشق الهی، و برتری معشوق استفاده می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم مذهبی مانند دوستی حیدر (امام علی) و گناه وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیل‌های به کار رفته نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۱۱۷ - سلطانم ار بسازم زآن خاک در کلاهی

سلطانم ار بسازم زآن خاک در کلاهی
خورشیدم ار بسایم روئی بخاک راهی ۱

کی آمده ببازار سروی بساق سیمین
با کس سخن نگفته اندر وثاق ماهی ۲

آن گاه در غروب و رویت مدام تابان
حسن تو راست خورشید روشن برین گواهی ۳

نه شکوه اش زقتلست جویای قاتلست آن
گر بشنوی بمحشر فریاد دادخواهی ۴

چون هست تیر غمزه با آن سپاه مژگان
تو فوج خصم بشکن بی لشکر و سپاهی ۵

تو خود مسیح وقتی با صد مقام افزون
کاز گفتنی دهی جان کز کشتنی نگاهی ۶

گر ماه و مهر پیشت لافی زنند از حسن
بر خرمن مه و مهر آتش زنم زآهی ۷

تا ماه و خور نگویند ما روشنیم بالذات
آئینه را نگهدار در پرده گاه گاهی ۸

جز دوستی حیدر ما را ثواب نبود
زیرا که غیر بغضش نبود دگر گناهی ۹

آشفته گر بروید مهر گیا زخاکم
شاید که نیست جز مهر در این چمن گیاهی ۱۰

شاید اگر بگیری دست چو من گدائی
چون تو به خیل امکان بالجمله پادشاهی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۶ - ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۸ - این چه رویست که تو ای بت ترسا داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.