خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و غیرت خود سخن میگوید. او از درد فراق و اشتیاق به معشوق مینالد و آرزو میکند که ای کاش معشوق او را نیز به چشم میدید. شاعر از شرم و حیا معشوق نیز سخن میگوید و آن را با زیبایی و درخشندگی خورشید مقایسه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات موجود در شعر ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل داشته باشد.
شماره ۱۳۴۶ - غیرتم در دیده ها چون باد اگر ره داشتی
غیرتم در دیده ها چون باد اگر ره داشتی
ذره یی خاکرهش در چشم من نگذاشتی ۱
گرنه بر بالای هم نه طاق بستی این سرای
گرد باد آه من سقفش ز جا برداشتی ۲
گل شکفت از خاکره هرجا سگ او پا نهاد
کاشکی چشم مرا هم خاک راه انگاشتی ۳
گر بخاک پای او بودی فلک را دسترس
چشمه خورشید را صد ره بخاک انباشتی ۴
من ز بختم گل شکفتن چشم او در راه من
گر توانستی بجای سبزه پیکان داشتی ۵
با چنین رویی که پنهان شد ز شرم او ملک
کی شدی خورشید پیدا گر حیایی داشتی ۶
پیش اهلی با چنین رسوایی و شرمندگی
هرکه مجنون را بدیدی عاقلی پنداشتی ۷
ذره یی خاکرهش در چشم من نگذاشتی ۱
گرنه بر بالای هم نه طاق بستی این سرای
گرد باد آه من سقفش ز جا برداشتی ۲
گل شکفت از خاکره هرجا سگ او پا نهاد
کاشکی چشم مرا هم خاک راه انگاشتی ۳
گر بخاک پای او بودی فلک را دسترس
چشمه خورشید را صد ره بخاک انباشتی ۴
من ز بختم گل شکفتن چشم او در راه من
گر توانستی بجای سبزه پیکان داشتی ۵
با چنین رویی که پنهان شد ز شرم او ملک
کی شدی خورشید پیدا گر حیایی داشتی ۶
پیش اهلی با چنین رسوایی و شرمندگی
هرکه مجنون را بدیدی عاقلی پنداشتی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴۵ - ایکه بر عاشق نگاه از لطف و احسان میکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴۷ - کعبه گر میطلبی سعی کن آرام مجوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.