هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات عرفانی و معنوی خود سخن میگوید. او از تنهایی، عشق، عقل، و حکمت صحبت میکند و به چالشهای درونی و سفر روحانی خود اشاره دارد. شاعر از رسیدن به معرفت و جوهره حقیقت سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه از عقل و تجربه عبور کرده و به عشق و حکمت رسیده است.
رده سنی:
18+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۱ - دوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدم
دوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدم
خیمه بر بالای منظوران بالایی زدم ۱
خرقهپوشان صوامع را دو تایی چاک شد
چون من اندر کوی وحدت گوی تنهایی زدم ۲
عقل کل را آبگینه ریزه در پای اوفتاد
بس که سنگ تجربت بر طاق مینایی زدم ۳
پایمردم عقل بود آنگه که عشقم دست داد
پشت دستی بر دهان عقل سودایی زدم ۴
دیو ناری را سر از سودای مایی شد به باد
پس من خاکی به حکمت گردن مایی زدم ۵
تاب خوردم رشته وار اندر کف خیاط صنع
پس گره بر خبط خود بینی و خود رایی زدم ۶
تا نباید گشتم گرد در کس چون کلید
بر در دل ز آرزو قفل شکیبایی زدم ۷
گر کسی را رغبت دانش بود گو دم مزن
زانکه من دم درکشیدم تا به دانایی زدم ۸
چون صدف پروردم اندر سینه در معرفت
تا به جوهر طعنه بر درهای دریایی زدم ۹
بعد ازین چون مهر مستقبل نگردم جز به امر
پیش ازین گر چون فلک چرخی به رعنایی زدم ۱۰
کنیت سعدی فرو شستم ز دیوان وجود
پس قدم در حضرت بیچون مولایی زدم ۱۱
خیمه بر بالای منظوران بالایی زدم ۱
خرقهپوشان صوامع را دو تایی چاک شد
چون من اندر کوی وحدت گوی تنهایی زدم ۲
عقل کل را آبگینه ریزه در پای اوفتاد
بس که سنگ تجربت بر طاق مینایی زدم ۳
پایمردم عقل بود آنگه که عشقم دست داد
پشت دستی بر دهان عقل سودایی زدم ۴
دیو ناری را سر از سودای مایی شد به باد
پس من خاکی به حکمت گردن مایی زدم ۵
تاب خوردم رشته وار اندر کف خیاط صنع
پس گره بر خبط خود بینی و خود رایی زدم ۶
تا نباید گشتم گرد در کس چون کلید
بر در دل ز آرزو قفل شکیبایی زدم ۷
گر کسی را رغبت دانش بود گو دم مزن
زانکه من دم درکشیدم تا به دانایی زدم ۸
چون صدف پروردم اندر سینه در معرفت
تا به جوهر طعنه بر درهای دریایی زدم ۹
بعد ازین چون مهر مستقبل نگردم جز به امر
پیش ازین گر چون فلک چرخی به رعنایی زدم ۱۰
کنیت سعدی فرو شستم ز دیوان وجود
پس قدم در حضرت بیچون مولایی زدم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۹۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰ - عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل
گوهر بعدی:غزل ۴۲ - بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.