هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تلاشهای خود برای کنترل نفس و دوری از وسوسههای دنیوی سخن میگوید. او از گذشتهی خود که پر از زیبایی و شوخچشمی بوده اظهار پشیمانی میکند و تصمیم دارد از این پس زبان خود را کنترل کند و به جای دنیا، به معنویات بپردازد. شاعر همچنین از تنهایی و دوری از دوست شکایت میکند و آرزو میکند که روزی بتواند با دوست خود دیدار کند و از دشمنان انتقام بگیرد. در نهایت، او به جایگاه خود در میان سخندانان اشاره میکند و میگوید که این سر (عقل و خرد) همیشه برتر خواهد بود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۲ - بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم
بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم
نفس را چون مار خط نهی پیرامن کشم ۱
بس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشم
باز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشم ۲
بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش
مدتی چون موریانه روی در آهن کشم ۳
روح پاکم چند باشم منزوی در کنج خاک
حور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشم ۴
لاله در غنچهست تا کی خار در پهلو نهم
دوست در خانهست تا کی رطل بر دشمن کشم ۵
وه که گر با دوست دریابم زمان ماجرا
خردهای دیگر حریفان را غرامت من کشم ۶
سعدی گردن کشم پیش سخندانان ولیک
جاودان این سر نخواهد ماند تا گردن کشم ۷
نفس را چون مار خط نهی پیرامن کشم ۱
بس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشم
باز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشم ۲
بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش
مدتی چون موریانه روی در آهن کشم ۳
روح پاکم چند باشم منزوی در کنج خاک
حور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشم ۴
لاله در غنچهست تا کی خار در پهلو نهم
دوست در خانهست تا کی رطل بر دشمن کشم ۵
وه که گر با دوست دریابم زمان ماجرا
خردهای دیگر حریفان را غرامت من کشم ۶
سعدی گردن کشم پیش سخندانان ولیک
جاودان این سر نخواهد ماند تا گردن کشم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - دوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدم
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - در میان صومعه سالوس پر دعوی منم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.