هوش مصنوعی: شخصی در یک شب به میخانه‌ای می‌رود و در آنجا با افراد مختلفی از جمله یک ساقی و یک پیر خراباتی گفتگو می‌کند. در این گفتگوها، مفاهیم عمیقی مانند وحدت، عرفان، و تفاوت بین زهد و مستی مطرح می‌شود. در نهایت، شخص به این درک می‌رسد که نور حقیقت در هر جایی می‌تابد، چه در صومعه و چه در میخانه.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۵۵ - شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه

شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه
ز عشرت می‌پرستان را، منور بود کاشانه ۱

ز خلوتگاه ربانی، وثاقی در سرای دل
که تا قصر دماغ ایمن بود ز آواز بیگانه ۲

چو ساقی در شراب آمد، به نوشانوش در مجلس
به نافرزانگی گفتند کاول مرد فرزانه ۳

به تندی گفتم آری من، شراب از مجلسی خوردم
که من پیرامن شمعش، نیارد بود پروانه ۴

دلی کز عالم وحدت، سماع حق شنیدست او
به گوش همتش دیگر، کی آید شعر و افسانه ۵

گمان بردم که طفلانند وز پیری سخن گفتم
مرا پیری خراباتی، جوابی داد مردانه ۶

که نور عالم علوی، فرا هر روزنی تابد
تو اندر صومعش دیدی و ما در کنج میخانه ۷

کسی کامد درین خلوت، به یکرنگی هویدا شد
چه پیری عابد زاهد، چه رند مست دیوانه ۸

گشادند از درون جان در تحقیق سعدی را
چو اندر قفل گردون زد کلید صبح دندانه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴ - ای به باد هوس درافتاده
گوهر بعدی:غزل ۵۶ - ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.