هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از درد فراق، شوق دیدار و رازهای نهفته در دل میگوید. شاعر از طبیعت و عناصر آن مانند بهار و صبا برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، او از غمهای عاشقانه، حسرتها و آرزوهای برآورده نشده سخن میگوید.
رده سنی:
18+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۸۶ - داغم از پرده دل رو به قفا می آید
داغم از پرده دل رو به قفا می آید
تا ببینم که ازین پرده چه ها می آید ۱
همچو رازی که به مستی ز دل آید بیرون
در بهاران همه بویت ز صبا می آید ۲
جلوه ای داغ که ذوقم ز نمک می خیزد
مژده ای درد که ننگم ز دوا می آید ۳
سود غارت زدگی های غمت را نازم
که نفس می رود و آه رسا می آید ۴
زیستم بی تو و زین ننگ نکشتم خود را
جان فدای تو میا کز تو حیا می آید ۵
دعوی گمشدگی محضر رسوایی هاست
کز پی مور به ویرانه ما می آید ۶
راز از سینه به مضراب نریزم بیرون
ساز عاشق ز شکستن به صدا می آید ۷
برگ گل پرده سازست تمنای ترا
بو که دریافته باشی چه نوا می آید ۸
در هم افشردن اندام تو چون ما می خواست
خنده بر تنگی آغوش قبامی آید ۹
رفته در حسرت نقش قدمی عمر به سر
جاده ای را که به سر منزل ما می آید ۱۰
اتفاق سفر افتاد به پیری غالب
آنچه از پای نیامد ز عصا می آید ۱۱
تا ببینم که ازین پرده چه ها می آید ۱
همچو رازی که به مستی ز دل آید بیرون
در بهاران همه بویت ز صبا می آید ۲
جلوه ای داغ که ذوقم ز نمک می خیزد
مژده ای درد که ننگم ز دوا می آید ۳
سود غارت زدگی های غمت را نازم
که نفس می رود و آه رسا می آید ۴
زیستم بی تو و زین ننگ نکشتم خود را
جان فدای تو میا کز تو حیا می آید ۵
دعوی گمشدگی محضر رسوایی هاست
کز پی مور به ویرانه ما می آید ۶
راز از سینه به مضراب نریزم بیرون
ساز عاشق ز شکستن به صدا می آید ۷
برگ گل پرده سازست تمنای ترا
بو که دریافته باشی چه نوا می آید ۸
در هم افشردن اندام تو چون ما می خواست
خنده بر تنگی آغوش قبامی آید ۹
رفته در حسرت نقش قدمی عمر به سر
جاده ای را که به سر منزل ما می آید ۱۰
اتفاق سفر افتاد به پیری غالب
آنچه از پای نیامد ز عصا می آید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - غم چو به هم درافگند رو که مراد می دهد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - نه از شرمست کز چشم وی آسان بر نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.