هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از طبیعت و زیباییهای آن الهام گرفته و به مفاهیمی مانند عشق، مستی، شادی، قدرت و فرمانروایی اشاره دارد. شاعر از مخاطب دعوت میکند تا به باغ بیاید، نقاب از چمن برکشد و از زیباییهای جهان لذت ببرد. همچنین، به مفاهیمی مانند فقر محمدی، حقگرایی و قدرت نیز پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و شراب ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۱۴ - بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش
بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش
دل عدو نه اگر خون شود در آذر کش ۱
بیا و منظر بام فلک نشیمن ساز
بیا و شاهد کام دو کون در بر کش ۲
سمن به جیب غنا از نوای مطرب ریز
تتق به روی هوا از بخور مجمر کش ۳
نسیم طرز خرام تو در نظر دارد
تو طیلسان روش را طراز دیگر کش ۴
هزار آینه ناز در مقابل نه
هزار نقش دل افروز در برابر کش ۵
اگر به باده گرایی قدح ز نرگس خواه
وگر به سبحه ز شبنم به رشته گوهر کش ۶
به لاله گوی که هان بسدین قدح درده
به مرغ گوی که هین خسروی نوا برکش ۷
بدان ترانه که ممنوع نیست مستی کن
از آن شراب که نبود حرام ساغر کش ۸
مذاق مشرب فقر محمدی داری
می مشاهده حق نیوش و دم در کش ۹
ز سرفرازی بخت جوان به خویش ببال
به روی چرخ ز طرف کلاه خنجر کش ۱۰
نشاط ورز و گهرپاش و شادمانی کن
جهان ستان و قلمرو گشای و لشکر کش ۱۱
ترا که گفت که منت کشی ز چرخ کبود
به قهر کام دل خویشتن از اختر کش ۱۲
ز نقش بندگی خویش در خردمندی
رقم به ناصیه والی دو پیکر کش ۱۳
ز فر فرخی بخت در جهانداری
علم به سر حد فرمانروای خاور کش ۱۴
سپس به تیغ تو خونم هدر که خواهم گفت
بگیر غالب دلخسته را و در بر کش ۱۵
دل عدو نه اگر خون شود در آذر کش ۱
بیا و منظر بام فلک نشیمن ساز
بیا و شاهد کام دو کون در بر کش ۲
سمن به جیب غنا از نوای مطرب ریز
تتق به روی هوا از بخور مجمر کش ۳
نسیم طرز خرام تو در نظر دارد
تو طیلسان روش را طراز دیگر کش ۴
هزار آینه ناز در مقابل نه
هزار نقش دل افروز در برابر کش ۵
اگر به باده گرایی قدح ز نرگس خواه
وگر به سبحه ز شبنم به رشته گوهر کش ۶
به لاله گوی که هان بسدین قدح درده
به مرغ گوی که هین خسروی نوا برکش ۷
بدان ترانه که ممنوع نیست مستی کن
از آن شراب که نبود حرام ساغر کش ۸
مذاق مشرب فقر محمدی داری
می مشاهده حق نیوش و دم در کش ۹
ز سرفرازی بخت جوان به خویش ببال
به روی چرخ ز طرف کلاه خنجر کش ۱۰
نشاط ورز و گهرپاش و شادمانی کن
جهان ستان و قلمرو گشای و لشکر کش ۱۱
ترا که گفت که منت کشی ز چرخ کبود
به قهر کام دل خویشتن از اختر کش ۱۲
ز نقش بندگی خویش در خردمندی
رقم به ناصیه والی دو پیکر کش ۱۳
ز فر فرخی بخت در جهانداری
علم به سر حد فرمانروای خاور کش ۱۴
سپس به تیغ تو خونم هدر که خواهم گفت
بگیر غالب دلخسته را و در بر کش ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - مپرس حال اسیری که در خم هوسش
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - دود سودایی تتق بست آسمان نامیدمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.