هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از غالباً به موضوعات عشق، رنج، شوق، و رازهای درونی میپردازد. شاعر از ناتوانی در برابر معشوق، رشک بر دیگران، و دشواریهای عشق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند رحمت حق و نماز نیز دیده میشود.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
شماره ۲۱۷ - نیست معبودش حریف تاب ناز آوردنش
نیست معبودش حریف تاب ناز آوردنش
پیش آتش دیده ام روی نیاز آوردنش ۱
موعظت را سنگسار قلقل مینا کند
از ره گوشم به دل یک ره فراز آوردنش ۲
تا خود از بهر نثار کیست؟ من میرم ز رشک
خضر و چندین کوشش و عمر دراز آوردنش ۳
رحمت حق باد بر همدم که داند مست مست
بر سر نعشم به تقریب نماز آوردنش ۴
شوق گستاخست و من در لرزه کاخر سهل نیست
صبحدم در دل به چشم نیم باز آوردنش ۵
وای ما گر غیر اندر خاطرش جا کرده است
رفتن و پیرایه و پیرایه ساز آوردنش ۶
امتحان طاقت خویش ست از بیداد نیست
خلق را در ناله های جانگداز آوردنش ۷
چون نمیرد قاصد اندر ره؟ که رشکم برنتافت
از زبانت نکته های دلنواز آوردنش ۸
مفت یاران وطن کز سادگیهای منست
در غریبی مردن و از جور بازآوردنش ۹
بی زبانیهای غالب را چه آسان دیده ای
ای تو ناسنجیده تاب ضبط راز آوردنش ۱۰
پیش آتش دیده ام روی نیاز آوردنش ۱
موعظت را سنگسار قلقل مینا کند
از ره گوشم به دل یک ره فراز آوردنش ۲
تا خود از بهر نثار کیست؟ من میرم ز رشک
خضر و چندین کوشش و عمر دراز آوردنش ۳
رحمت حق باد بر همدم که داند مست مست
بر سر نعشم به تقریب نماز آوردنش ۴
شوق گستاخست و من در لرزه کاخر سهل نیست
صبحدم در دل به چشم نیم باز آوردنش ۵
وای ما گر غیر اندر خاطرش جا کرده است
رفتن و پیرایه و پیرایه ساز آوردنش ۶
امتحان طاقت خویش ست از بیداد نیست
خلق را در ناله های جانگداز آوردنش ۷
چون نمیرد قاصد اندر ره؟ که رشکم برنتافت
از زبانت نکته های دلنواز آوردنش ۸
مفت یاران وطن کز سادگیهای منست
در غریبی مردن و از جور بازآوردنش ۹
بی زبانیهای غالب را چه آسان دیده ای
ای تو ناسنجیده تاب ضبط راز آوردنش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - خوشا روز و شب کلکته و عیش مقیمانش
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - دوشم آهنگ عشا بود که آمد در گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.