خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر پایهی وفاداری، همت، عشق، و مقاومت در برابر سختیها استوار است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق به معشوق، پایبندی به حق، و گذر از مشکلات با تکیه بر ایمان و اراده سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «کربلا» و «خون» نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۱۷۷ - می توان جان باخت اما از وفا نتوان گذشت
می توان جان باخت اما از وفا نتوان گذشت
مگذر از حق از سر این ماجرا نتوان گذشت ۱
گر نباشد پای همت لنگ، ای موسی چرا
در طریق ترک از چوب عصا نتوان گذشت؟ ۲
زلف او زنجیر در پای صبا می افکند
نازکی هر چند ای دل از صبا نتوان گذشت ۳
کشتیت را بادبان سودی ندارد ز این محیط
[لنگری] داری گران چون مدعا نتوان گذشت ۴
من چسان از سبز ته گلگون مینا بگذرم
الفتی دارد که چون رنگ از حنا نتوان گذشت ۵
برنمی آید ز دل بی گریه آهم تا به لب
آب چون نبود ز دشت کربلا نتوان گذشت ۶
کشتی و بوسی طمع دارم از آن لب تا به حشر
بگذرم از خون ولی از خون بها نتوان گذشت ۷
کشتی تن کند چون لنگر از این دریای خشک
بی مدد دیگر ز موج بوریا نتوان گذشت ۸
تا سعیدا حرص خسبیده است بر پهلو تو را
بوریای یاری، ز نقش بوریا نتوان گذشت ۹
مگذر از حق از سر این ماجرا نتوان گذشت ۱
گر نباشد پای همت لنگ، ای موسی چرا
در طریق ترک از چوب عصا نتوان گذشت؟ ۲
زلف او زنجیر در پای صبا می افکند
نازکی هر چند ای دل از صبا نتوان گذشت ۳
کشتیت را بادبان سودی ندارد ز این محیط
[لنگری] داری گران چون مدعا نتوان گذشت ۴
من چسان از سبز ته گلگون مینا بگذرم
الفتی دارد که چون رنگ از حنا نتوان گذشت ۵
برنمی آید ز دل بی گریه آهم تا به لب
آب چون نبود ز دشت کربلا نتوان گذشت ۶
کشتی و بوسی طمع دارم از آن لب تا به حشر
بگذرم از خون ولی از خون بها نتوان گذشت ۷
کشتی تن کند چون لنگر از این دریای خشک
بی مدد دیگر ز موج بوریا نتوان گذشت ۸
تا سعیدا حرص خسبیده است بر پهلو تو را
بوریای یاری، ز نقش بوریا نتوان گذشت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - از ره عیش و نشاط، ای چرخ گردیدن نداشت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - رخ نمودی و جهان در نظرم دیگر گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.