هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق شدید و دردناک خود سخن میگوید. او بیان میکند که عشق به معشوق، عقل و جانش را به جنون کشانده و دلش را به خون تبدیل کرده است. شاعر از نالههای دلش و سرگشتگیهای ناشی از عشق میگوید و در نهایت خود را کشتهتر از گذشته میداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید عاشقانه نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۱۲۶ - در عشق تو عقل سرنگون گشت
در عشق تو عقل سرنگون گشت
جان نیز خلاصهٔ جنون گشت ۱
خود حال دلم چگونه گویم
کان کار به جان رسیده چون گشت ۲
بر خاک درت به زاری زار
از بس که به خون بگشت خون گشت ۳
خون دل ماست یا دل ماست
خونی که ز دیدهها برون گشت ۴
درمان چه طلب کنم که عشقت
ما را سوی درد رهنمون گشت ۵
آن مرغ که بود زیرکش نام
در دام بلای تو زبون گشت ۶
لختی پر و بال زد به آخر
از پای فتاد و سرنگون گشت ۷
تا دور شدم من از در تو
از ناله دلم چو ارغنون گشت ۸
تا قوت عشق تو بدیدم
سرگشتگیم بسی فزون گشت ۹
تا درد تو را خرید عطار
قد الفش بسان نون گشت ۱۰
عطار که بود کشتهٔ تو
دریاب که کشتهتر کنون گشت ۱۱
جان نیز خلاصهٔ جنون گشت ۱
خود حال دلم چگونه گویم
کان کار به جان رسیده چون گشت ۲
بر خاک درت به زاری زار
از بس که به خون بگشت خون گشت ۳
خون دل ماست یا دل ماست
خونی که ز دیدهها برون گشت ۴
درمان چه طلب کنم که عشقت
ما را سوی درد رهنمون گشت ۵
آن مرغ که بود زیرکش نام
در دام بلای تو زبون گشت ۶
لختی پر و بال زد به آخر
از پای فتاد و سرنگون گشت ۷
تا دور شدم من از در تو
از ناله دلم چو ارغنون گشت ۸
تا قوت عشق تو بدیدم
سرگشتگیم بسی فزون گشت ۹
تا درد تو را خرید عطار
قد الفش بسان نون گشت ۱۰
عطار که بود کشتهٔ تو
دریاب که کشتهتر کنون گشت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۵ - درد دل من از حد و اندازه درگذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۷ - ای دلم مست چشمهٔ نوشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.