هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از جستوجوی عشق و رسیدن به حقیقت وجودی سخن میگوید. او از گمشدن در وادی عشق و یافتن راه نجات از طریق عشق به معشوق الهی صحبت میکند. شاعر بیان میکند که تنها با رهایی از دشواریهای دنیوی و رسیدن به عشق حقیقی میتوان به آرامش و حیات جاودان دست یافت.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۸ - تا دل من راه جانان بازیافت
تا دل من راه جانان بازیافت
گوهری در پردهٔ جان بازیافت ۱
دل که ره میجست در وادی عشق
خویش را گم کرد ره زان بازیافت ۲
هر که از دشورای هستی برست
آنچه مقصود است آسان بازیافت ۳
یک شبی درتاخت دل مست و خراب
راه آن زلف پریشان بازیافت ۴
چون به تاریکی زلفش راه برد
زنده گشت و آب حیوان بازیافت ۵
آفتاب هر دو عالم آشکار
زیر زلف دوست پنهان بازیافت ۶
آنچه خلق از دامن آفاق جست
او نهان سر در گریبان بازیافت ۷
میندانم تا ز جان برخورد نیز
آنکه روی و زلف جانان بازیافت ۸
هر که زلفش دید کافر شد به حکم
وانکه درویش دید ایمان بازیافت ۹
طالب درد است عطار این زمان
کز میان درد درمان بازیافت ۱۰
گوهری در پردهٔ جان بازیافت ۱
دل که ره میجست در وادی عشق
خویش را گم کرد ره زان بازیافت ۲
هر که از دشورای هستی برست
آنچه مقصود است آسان بازیافت ۳
یک شبی درتاخت دل مست و خراب
راه آن زلف پریشان بازیافت ۴
چون به تاریکی زلفش راه برد
زنده گشت و آب حیوان بازیافت ۵
آفتاب هر دو عالم آشکار
زیر زلف دوست پنهان بازیافت ۶
آنچه خلق از دامن آفاق جست
او نهان سر در گریبان بازیافت ۷
میندانم تا ز جان برخورد نیز
آنکه روی و زلف جانان بازیافت ۸
هر که زلفش دید کافر شد به حکم
وانکه درویش دید ایمان بازیافت ۹
طالب درد است عطار این زمان
کز میان درد درمان بازیافت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - ای دلم مست چشمهٔ نوشت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - تا گل از ابر، آب حیوان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.