هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از جمال و کمال معشوق سخن می‌گوید و از تأثیرات عمیق عشق و فراق بر دل و جان خود می‌نویسد. شاعر از زیبایی‌های معشوق و تأثیرات آن بر جهان هستی و حتی بر عقل و خرد سخن می‌گوید و خود را در عشق و شیفتگی معشوق غرق می‌بیند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۴۰ - ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت

ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
شیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالت ۱

هم هر دو کون برقی از آفتاب رویت
هم نه سپهر مرغی در دام زلف و خالت ۲

بر باد داده دل را آوازهٔ فراقت
در خواب کرده جان را افسانهٔ وصالت ۳

عقلی که در حقیقت بیدار مطلق آمد
تا حشر مست خفته در خلوت خیالت ۴

خورشید کاسمان را سر رزمهٔ می‌گشاید
یک تار می‌نسنجد در رزمه جمالت ۵

ترک فلک که هست او در هندوی تو دایم
سر پا برهنه گردان در وادی کمالت ۶

سیمرغ مطلقی تو بر کوه قاف قربت
پرورده هر دو گیتی در زیر پر و بالت ۷

صف قتال مردان صف‌های مژه توست
صد قلب برشکسته در هر صف قتالت ۸

عطار شد چو مویی بی روی همچو روزت
تا بو که راه یابد در زلف شب مثالت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۹ - ای زلف تو دام و دانه خالت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱ - ای بی نشان محض نشان از که جویمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.