هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق بیپایان و غیرقابل توصیف به معشوق است. شاعر از ناتوانی در بیان کامل احساسات خود و عظمت معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ زبانی قادر به توصیف این عشق نیست. همچنین، او از ناتوانی در یافتن جایگاهی در نزد معشوق و رنج عاشقان میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۷ - جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد ۱
جولانگه جلالت در کوی دل نباشد
جلوه گه جمالت در چشم و جان نگنجد ۲
سودای زلف و خالت در هر خیال ناید
اندیشهٔ وصالت جز در گمان نگنجد ۳
در دل چو عشقت آمد سودای جان نماند
در جان چو مهرت افتد عشق روان نگنجد ۴
پیغام خستگانت در کوی تو که آرد
کانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجد ۵
دل کز تو بوی یابد در گلستان نپوید
جان کز تو رنگ گیرد خود در جهان نگنجد ۶
آن دم که عاشقان را نزد تو بار باشد
مسکین کسی که آنجا در آستان نگنجد ۷
بخشای بر غریبی کز عشق مینمیرد
وانگه در آشیانت خود یک زمان نگنجد ۸
جان داد دل که روزی در کوت جای یابد
نشناخت او که آخر جای چنان نگنجد ۹
آن دم که با خیالت دل را ز عشق گوید
عطار اگر شود جان اندر میان نگنجد ۱۰
رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد ۱
جولانگه جلالت در کوی دل نباشد
جلوه گه جمالت در چشم و جان نگنجد ۲
سودای زلف و خالت در هر خیال ناید
اندیشهٔ وصالت جز در گمان نگنجد ۳
در دل چو عشقت آمد سودای جان نماند
در جان چو مهرت افتد عشق روان نگنجد ۴
پیغام خستگانت در کوی تو که آرد
کانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجد ۵
دل کز تو بوی یابد در گلستان نپوید
جان کز تو رنگ گیرد خود در جهان نگنجد ۶
آن دم که عاشقان را نزد تو بار باشد
مسکین کسی که آنجا در آستان نگنجد ۷
بخشای بر غریبی کز عشق مینمیرد
وانگه در آشیانت خود یک زمان نگنجد ۸
جان داد دل که روزی در کوت جای یابد
نشناخت او که آخر جای چنان نگنجد ۹
آن دم که با خیالت دل را ز عشق گوید
عطار اگر شود جان اندر میان نگنجد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۶ - حدیث عشق در دفتر نگنجد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۸ - جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
نظرها و حاشیه ها
جمشیدی
۱۴۰۲/۱/۶ ۰۴:۲۶
این غزل از جناب عراقی است