هوش مصنوعی: این متن به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی می‌پردازد، از جمله ناتوانی زبان در بیان حقیقت، اهمیت عشق و تجربه‌های درونی، و ناکامی عقل در درک برخی حقایق. شاعر تأکید می‌کند که برخی تجربه‌ها و درک‌ها تنها از طریق عشق و شهود ممکن است و عقل قادر به درک آن‌ها نیست.
رده سنی: 18+ متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۱۹۵ - هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمی‌برد

هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمی‌برد
وآنچه نشان‌پذیر نی، این سخن آن نمی‌برد ۱

گفت زبان ز سر بنه خاک بباش و سر بنه
زانک ز لطف این سخن، گفت زبان نمی‌برد ۲

در دل مرد جوهری است از دوجهان برون شده
پی چو بکرده‌اند گم کس پی آن نمی‌برد ۳

ماه رخا رخ تو را پی نبرد به هیچ روی
هر که به ذوق نیستی راه به جان نمی‌برد ۴

زنده بمردم از غمت خام بسوختم ز تو
تا به کی این فغان برم نیز فغان نمی‌برد ۵

یک سر موی ازین سخن باز نیاید آن کسی
کو بدر تو عقل را موی کشان نمی‌برد ۶

آنچه فرید یافتست از ره عشق ساعتی
هیچ کسی به عمر خود با سر آن نمی‌برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - درد من از عشق تو درمان نبرد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - دم عیسی است که با باد سحر می‌گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.