هوش مصنوعی:
این شعر از سحاب بیانگر درد و رنجی است که شاعر از عشق نافرجام و بیوفایی معشوق متحمل شده است. او از این که معشوق به دنبال دیگران است و او را فراموش کرده، شکایت دارد. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که هیچ غمی به اندازه درد عشق او نیست و در نهایت از معشوق میخواهد که دامی برای او بگسترد تا او را اسیر خود کند. در پایان، شاعر به روز قیامت اشاره میکند و میگوید که دست معشوق از قتل او آزرده خواهد شد و باید پاسخگوی اعمال خود باشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند قتل و قیامت ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۲۴ - به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را
به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را
و گرنه هرگز این طالع نباشد بسمل ما را ۱
به راه منزل اغیار پویانست و از خجلت
به هر کس می رسد پرسد نشان منزل ما را ۲
ندارد تا دل ما هست غم در هیچ دل راهی
روا باشد که داند هر دلی قدر دل ما را ۳
بگستر دامی اکنون کز اسیری نیست دل آگه
اگر خواهی بدست آورد صید غافل ما را ۴
(سحاب) آزرده شد دستش ز قتل ما و در محشر
که می گوید جواب ادعای قاتل ما را ۵
و گرنه هرگز این طالع نباشد بسمل ما را ۱
به راه منزل اغیار پویانست و از خجلت
به هر کس می رسد پرسد نشان منزل ما را ۲
ندارد تا دل ما هست غم در هیچ دل راهی
روا باشد که داند هر دلی قدر دل ما را ۳
بگستر دامی اکنون کز اسیری نیست دل آگه
اگر خواهی بدست آورد صید غافل ما را ۴
(سحاب) آزرده شد دستش ز قتل ما و در محشر
که می گوید جواب ادعای قاتل ما را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - گر به دل صد بار گویم قصه ی جانانه را
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.